Urmia Sevgisi (www.urmiasite.tk)


Blog For Free!


Archives
Home
2004 November
2004 March
2004 February

My Links
***Urmia.Sevgisi***
Szmz - سوزوموز
نويد آذربايجان- N.Azerbaijan
صداي اورميه - S.Ur.News
A z b i l t o p
R.Paşa
خانم اماني-Amani
Y e n i - يئني
چوگور - gr
Gajil - گجيل
Ocaq - اوجاق
Varliq - وارليق
Urmia.ws
Abtam - آبتام
Tribun - تريبون
Araz Online آراز آنلاين
UrmiaCity - اورميه سيتي
A z a r b i z
دومان
Afşar - افشار
Durna - دورنا
T U R 2
خط سوم
Varlığın Sesi - وارليغين سسي
Yarali - يارالي
مياندوآب - قوشاچاي
وبلاگ سرزمين آذربايجان
ايل گون ،نشريه مستقل تركمن -İL GN
Trk Dvletler - دولتهاي ترك
ماهي صفت !
بيزيم ديل - زبان ما - Bizim Dil
Eldar - ائلدار
آناديلي - زبان مادري -Anadili
shirin-ebadi / شيرين عبادي
ذهره وفائي - Zohre vefayi
آرايان - A r a y a n
A Z S A V
D u z g u n
Azarbayjan Art
Samad Behrangi - صمد بهرنگي
آلاگوز - Alagoz
21 Azer - آذر 21
تورك خاتون - Turk Xatun
Adlim Turkler- آدليم توركلر
توركون سوزو - Turkun Sozu
Turkmen - وبلاگ تركمن
Yoldash - يولداش - مرتضي نگاهي
آنايوردوم - AnaYurdum
Behbudov - رشيد بهبودوف
ترك آذربايجاني - Atila
Turkmen Students - دانشجويان تركمن
سورمه - Sormeh
Azady Iran - آزادي ايران
سونمز اودلار - Sonmez Odlar
Google Azeri - گوگل آذربايجاني
تانيش - T a n i sh
Dashnak - داشناك هاي خونخوار ارمني
پ ك ك/كادك و ... -pkk /kadek &....
TurkmenSehra - تركمنصحرا
سئوگي دونياسي - SevgiDunyasi
Asmek --- آسمك
Yaprak Press -ياپراق
Habib Saher - بر خلاف باد
Urmia Weather - Urmia Havasi
Ardebil Havasi
Zanjan Havasi
Maku Havasi
Tehran Havasi
Hamadan Havasi
Khoy Havasi
Sarab Havasi
Ghazvin Havasi
Maragha Havasi
Moghan Havasi
Ahar Havasi
Soyugh Bulagh(Mahabad) Havasi
Tabriz Havasi
Boz Gurd - بوز گورد
ائليم شانيم - Elim Shanim
Azarbaijan Turkcesi-تركي آذربايجاني
سنقر - Songhor
Hamid-dadizade-tebrizi
Kor Oglu - كوراوغلو
Azar Camiyyati - آذر جمعيتي
آذربايجانلي گنجلر ائوي - Azar Ev
A M C - آذربايجان ميللي جيبهه سي
Ildirim - ايلديريم
وطنداش - Vatandash
ناصر پور پيرار
عليرضا فرانسه- Alireza France
Ilgar-سحره گئدن يول
3tareh - Ulduz!
Alagoz - آلاگوز
Shah Ismayil Khetayi- شاه اسمائيل ختائي
تاريخ ترك - Turkic History
Azerbaijan Irs
D a l g a - دالغا
U I A F (jarchi)
W A C
Ushaqlar - كودكان
اردم درگيسي - Ardam Dergisi
شاعر عشق آباد - Turkmanli
Savalan - ساوالان
Dede Qorqud -- دده قورقود
AZAD TRIBUN
ILDIRIM-iran turks portal

tBlog
My Profile
Send tMail
My tFriends
My Images

Sponsored
Create a Blog!


-------------
بازگشت!!!
11.28.04 (11:14 am)   [edit]

  


:)


سلام خدمت دوستان عزيز  بالاخره بعد از مدتي تقريبا طولاني دوباره تصميم گرفتم به نوشتن شروع كنم. راستش بعد از چند سال كه هر روز  چند ساعت وقت ميزاشتم براي رسيدن به وبلاگ و دعوا و جنگ و بحث تو سايتهاي مختلف خيلي خسته شده بودم و كمي هم معتاد به نوشتن !!   براي همين اين استراحت خيلي لازم بود برام.   خوشبختانه تو اين مدت چند وبلاگ ديگر همشهري و و ..  شروع به كار كرده اند كه خيلي خوشحال شدم.


متاسفانه نوشته ها و مقاله ها و عكسهاي من كه در آرشيو وبلاگم بودند حذف شده اند.          فعلا خداحافظ به من بنويسيد خداحافظ همگي



 
vahshiyyat
03.13.04 (12:51 pm)   [edit]

6:13:35 PM 1382/12/21
[u][b] نغمه شادماني يا آتش جدايي‌طلبي [/b][/u]

كالبد شكافي آشوب‌هاي اخير در شهرهاي كردنشين ايران



امضاء محفوظ



همزمان با امضاي قانون اساسي موقت عراق، که در آن به ساکنان کردنشين استان‌هاي شمال اين کشور، اختياراتي فراتر از ديگر عراقيان داده شده است، تعدادي از شهرهاي کردنشين ايران، شاهد تحرکاتي بودند که هرچند تحت عنوان جشن و شادماني صورت گرفت، ولي درواقع برنامه‌اي بود که از سوي گروه‌هاي تروريستي دموکرات و کومله تدارک ديده شده بود. دقيقا به لحاظ همين خاستگاه است که در جريان اين به اصطلاح جشنها، اموال عمومي و خصوصي مورد حمله قرار گرفت و نيز طي درگيري‌هايي، ده‌ها نفر مجروح شدند.



البته اين قبيل اقدامات، مقرون به سابقه بوده است و براي مردم منطقه، مسأله تازه‌اي به شمار نمي‌رود. چند سال پيش وقتي عبدالله اوجالان، رهبر گروه تروريستي پ.ک.ک، توسط نيروهاي امنيتي ترکيه دستگير شد، کردهاي افراطي ـ که گرايش‌هاي آشکاري به پ.ک.ک و نيز گروه‌هاي تروريستي کومله و دموکرات دارند ـ اقدامات مشابهي را سازمان دادند و با در دست داشتن پرچم پ.ک.ک، به خيابان‌ها ريختند و به ضرب و شتم مردم عادي، آتش زدن اتومبيل‌ها و اموال عمومي و شکستن شيشه خانه‌ها پرداختند و به مدت چند روز، آسايش و امنيت را از مردم شهرهاي کردنشين و نيز برخي از شهرهاي ترک‌نشين جنوب آذربايجان غربي، سلب کردند.



بررسي‌هاي بعدي نشان داد که آشوبگران از سوي تعدادي از سران قبايل کرد ـ که تحت تأثير گروه‌هاي تروريستي ياد شده بودند ـ سازماندهي و با اتوبوس‌ها و ميني‌بوس‌ها در حالي که با خود چماق و سلاح حمل مي‌کردند، به شهرهاي هدف گسيل شده بودند.



اما در خصوص وقايع، اخير نخستين سؤالي که براي هر ايراني مطرح مي‌شود، اين است که امضاي قانون اساسي موقت در عراق، اساسا چه ارتباطي به منافع برخي گروه‌هاي قومي در ايران پيدا مي‌کند که اينگونه دست از پا نشناخته، به پايکوبي مي‌پردازند.



حتي اگر پذيرفتني باشد که کردهاي ايران و ترکيه ـ که بسياري از اقوام و نزديکانشان در کردستان عراق زندگي مي‌کنند ـ، از اينکه سرانجام کردهاي عراق نيز توانسته‌اند به آزادي‌هاي نسبي دست يابند، خوشحال شده‌اند، ولي ابراز اين خوشحالي در قالبي آميخته با تنش و درگيري و آسيب زدن به اموال عمومي و خصوصي، قطعا معنايي جز اين ندارد که هنوز هستند افرادي که براحتي بازيچه دست گروه‌هاي افراطي و تروريستي مي‌شوند و با اقدامات خود، نام کردها را با خشونت‌ورزي و عدم تعادل همراه مي‌کنند. در حالي که واقع مطلب، اينگونه نيست و کردهاي ايران نيز مانند ديگر قوميت‌هاي اين کشور، بيش از همه چيز، خود را ايراني مي‌دانند و حتي بر اين باور، عزم راسخ دارند که قوم کرد، اصيل‌ترين قوم ايراني است.



متأسفانه بسياري از جوانان با پيشينه و کارنامه گروه‌هاي تروريستي کومله، دموکرات و پ.ک.ک، آشنا نيستند و همين ناآشنايي باعث شده است، تا کردهاي افراطي ـ که در قالب اين گروه‌ها سازماندهي شده‌اند ـ، بتوانند با طرح شعارهاي انحرافي و به ظاهر شيرين، احساسات مردم مناطق کردنشين را به بازي گرفتند، پتانسيل‌هاي آنان را در راستاي منافع گروهي خود به کار گيرند و البته در اين ميان، هزينه اصلي را بايد مردم کُرد بدهند.



کارنامه گروه‌هاي پيش‌گفته، آکنده از ترور، تجاوز، آدمکشي، شکنجه، ارعاب و تهديد، باجگيري و خونريزي است. کساني که اواخر دهه 50 و اوايل دهه 60 را در جغرافياي کردستان به خاطر دارند، خوب به ياد مي‌آورند که غيرانساني‌ترين جنايت‌ها توسط همين گروه‌ها سازماندهي و اجرا مي‌شد. به عنوان مثال آنها سر اسيران خود را از پشت گردن، و با قطعه‌هاي حلبي وآیمي‌بريدند تا قرباني، رنج بيشتري متحمل شود، آنها اسراي خود را در عروسي‌ها در مقابل عروس و داماد سر مي‌بريدند، آنان را در آب جوش يا قير مذاب مي‌انداختند، زنده زنده وارد دستگاه کمباين مي‌کردند، تا بدنشان درون آن له شود، به روستاها هجوم مي‌بردند و به زنان و دختران تجاوز مي‌کردند، بريدن سينه‌هاي زنان براي آنها امري متداول بود. همچنين غارت اموال روستاييان و راهزني در جاده‌ها نيز از جمله کارهايي بود که آنها از انجامش ابايي نداشتند. در آن دوران، هيچ راننده‌اي جرأت نمي‌کرد پس از غروب آفتاب، از شهر خارج شود، زيرا حتم داشت که راهزنان کومله و دموکرات ـ که متأسفانه نام کرد را يدک مي‌کشند ـ برايش چيزي باقي نخواهند گذاشت. در طول جنگ تحميلي نيز در شرايطي که کردها، همدوش مردم ايران در مقابل دشمن متجاوز از ميهنشان دفاع مي‌کردند، اين گروه‌هاي ضدميهني، جبهه‌اي ديگر عليه کشور گشوده بودند و علاوه بر جنگ مسلحانه، نقش ستون پنجم دشمن را نيز بر عهده داشتند.



حال اين گروه‌ها با چنين سوابق شرم‌آور، چگونه به خود جرأت داده‌اند که بار ديگر، قد علم كرده، به ميان مردم بيايند و آنها را به سمت‌و‌سوي خاص خويش تحريک کنند؟ سؤالي است که بايد مسؤولان اطلاعاتي و امنيتي کشور بجد، پاسخگوي آن باشند. البته نبايد فراموش کنيم كه دستگاه‌هاي تبليغي نيز طي ساليان اخير، با ناديده انگاشتن خطر افراطيون کرد، نسبت به افشاي سوابق و عملکردهاي آنها، اهمال کرده‌اند و باعث شده‌اند تا افراطيون جدايي‌طلب، بتوانند اينچنين احساسات مردم کرد را به بازي بگيرند و آنها را به سمت ورطه‌اي بخوانند که عايدي جز تشديد تنش و شعله‌ور شدن آتش فتنه، ندارد؛ آتش فتنه‌اي که بيش از همه، دامن کردها را مي‌گيرد و صد البته رهبران کردهاي افراطي مي‌دانند که در چنان شرايطي، چگونه خود را از دام برهانند و کردها را در آتشي که افروخته‌اند، واگذارند.



در پايان، اين هشدار به طور جدي داده مي‌شود که چنانچه نيروهاي اطلاعاتي، امنيتي و عنداللزوم نظامي، پاسخي قاطع، کوبنده و هوشمندانه به اين فتنه که ـ بار ديگر در صدد احياست ـ ندهند، در آينده تبعات سنگيني بر کل پيکره ايران (جداي از نظام) وارد خواهد شد و اين چيزي نيست که هيچ ايراني، اعم از فارس و ترک، کرد، لر و بلوچ و... بدان رضايت دهند.

------------------------------------------------------------



6:20:14 PM 1382/12/20
[b][u] ناآرامي گسترده در شهرهاي كردنشين ايران [/u][/b]

در پي امضاي قانون اساسي موقت عراق، تعدادي از شهرهاي كردنشين مرزي ايران، روز گذشته شاهد برگزاري جشن‌هايي بود كه در مواردي با آشوب همراه شد.



به گزارش خبرنگار بازتاب، شمار زيادي از جوانان مريوان، در واكنش به امضاي قانون اساسي عراق با تجمع در يكي از چهارراه‌هاي اين شهر، رقص و پايكوبي كردند. همچنين خودروهاي شخصي با روشن كردن چراغ خود در شهر، كاروان شادي به راه انداختند.



عده‌اي نيز با سر دادن شعارهايي در حمايت از احزاب كومله و دمكرات در خيابان‌هاي مريوان راهپيمايي كردند و سپس با تجمع در اطراف مجسمه شهيد فهميده، اين مجسمه را پايين كشيدند.



همچنين گزارش‌ها از بانه، حاكيست، مردم اين شهر با در دست داشتن پرچم كردستان عراق، شعارهايي سردادند. آنها شادي و خوشحالي خود را با پرتاب ترقه اعلام كردند.



اين وضع تا ساعت 20 ديشب ادامه داشت و نيروي انتظامي از هر گونه دخالت در اين تجمع خودداري كرد.



شادماني جمعي از مردم شهرستان بوكان (كه در اصل شهري با اكثريت كرد نشين در آذربايجان ايران است)در خيابان‌هاي اين شهر در پي تصويب حكومت فدرالي براي كردستان عراق، به درگيري با ماموران نيروي انتظامي منجر شد.



در اين تجمع نزديك به 800 نفر از مردم با حضور در خيابان‌هاي اصلي شهر، پس از آتش‌بازي و پايكوبي، اقدام به تخريب و آتش زدن بانك تجارت و شكستن شيشه‌هاي بانك‌هاي مسكن، سپه و چند مغازه كردند و حتي پرچم ايران را نيز به آتش كشيدند.



همچنين آنان شعارهايي عليه نظام سر دادند و با مأموران نيروي انتظامي درگير شدند.



بر اساس برخي گزارش‌ها، بر اثر درگيري‌هاي اين شهر، ده‌ها نفر زخمي شدند.



ناآرامي‌هاي شب گذشته در پيرانشهر در استان آذربايجان غربي ، باعث زخمي شدن 8 نفر از مأموران نيروي انتظامي شد. همچنين شيشه و پنجره پاسگاه نيروي انتظامي، راهنمايي و رانندگي، مسجد صاحب‌الزمان، بانك ملي و بسيج ناحيه مقاومت، شكسته و به چند خودرو نيز خسارت وارد شد.



در اين جريان 120 نفر دستگير و تحويل مراجع قضايي شدند.



گفتني است، اين ناآرامي‌ها به بهانه امضاي قانون اساسي جديد كشور عراق است كه در آن به كردهاي كردستان اين كشور، خود مختاري اعطا شده است.








 
تذكر
03.06.04 (9:14 am)   [edit]
[b][u]تذكر[/u][/b]
سلام خدمت دوستان عزيز اين پيام را فقط براي اين نوشتم كه تذكري به دوستان بدهم و آن اينكه مدتي است زير نامهاي مختلف و آدرسهاي مختلف با موضوعاتي كه انسان را به طرفش جلب ميكند (مخصوصا كه همگي در زير چهره اي آذربايجاني ) فرستاده ميشود به من ميرسد كه آلوده به ويروسهاي بسيار خطرناكي هستند. :shock: دقت كنيد كه فايلهايي را كه همراه ان ايميل ها فرستاده ميشود را ابتدااسكن كرده و بعد باز كنيد. نميدانيم چه كساني هستند كه با اسامي آذري و موضوعات مرتبط با مبارزات ما اين ويروسها را ميفرستند . فقط در طول امروز و ديروز 8 ايميل مختلف دريافت كرده ام.:!: جالب اين كه برخي از اين نامه ها در سايتهاي آذربايجاني و يا تركي ايجاد شده اند تا به آنتها شك نشود! البته دليل اين كارها و اينكه چه كساني اين همه وقت براي اين كار صرف ميكنند براي من مهم است
فقط خواستم اين موضوع را اطلاع بدهم. متشكرم و خداحافظ

 
پان .....
03.01.04 (11:40 am)   [edit]


[u][b]شکست پان روحانيسم ، گسست پان آريانيسم[/b][/u]


ساناز م. تهران

نگاهي به تاريخ رسمي مدارس و حتي کتب دانشگاهي بيندازيد همه تعابير پان آريانيستي دوران پهلوي اکنون نيز استفاده مي شود و حتي در برخي موارد شدت آن نيز افزايش يافته است. از سوي ديگر بنظر مي رسد تلاشهاي پان آريانيستي در قلب نوعي نئوفاشيسم تغيير شکل داده به سنتز ميان پان روحانيسم و پان آريانيسم رسيده است!

مگر همين جريان نيستند که کوروش را ذوالقرنين خطاب مي کنند و يا در قرآن و نهج البلاغه و فقه دنبال کلمات پارسي مي گردند?!

يا مگر همين حزب اللهي هاي اداره ارشاد نيستند که مانع از نشر کتاب ساسانيان مورخ دگر انديشي به اسم ناصر پور پيرار در وزارت ارشاد شده اند !?

از مشاوره هاي اعضاي جبهه ملي و يا چهره هاي بشدت پان آريانيست ديگر با وزراي آموزش و پرورش، آموزش عالي، ارشاد ، اطلاعات، خارجه و...نبايد غافل شد!

ايا افتتاح هتلي بين المللي به اسم داريوش را در جزيره کيش توسط رييس جمهور فراموش کرده ايد يا اينکه تلاش حيرت انگيز اقاي حداد عادل رييس فرهنگستان زبان فارسي و عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي (و احتمالا بزودي رييس مجلس آينده) را در ممانعت از اجراي اصول 15 و 19 قانون اساسي جمهوري اسلامي را از ياد برده ايد?!

مگر نشنيده ايد که آقاي خامنه اي رهبر کشور کثير الملله ايران پيوسته از زبان پارسي بعنوان شجره طيبه نام مي برد و در برنامه چهارم توسعه نيز به شدت به دولت توصيه کرده است که در ترويج داخلي و خارجي اين زبان بکوشند?!

يا آقاي خاتمي رييس جمهور محترم ، زبان فارسي را تنها رمز هويت ملي ايران مي داند و بدون نام بردن از زبانهاي ديگر پيوسته از غناي شگفت انگيز ان صحبت مي کند!



حيرتهاي تبليغاتي، عبرتهاي انتخاباتي



از مهرماه گذشته صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران دورخيز حيرت انگيزي را براي تشويق مردم جهت حضور بر سر صندوقهاي راي برداشته بود. در واقع تمام کانالهاي تلويزيوني و نيز راديوئي در تلاش بودند تا به هر نحو ممکن در برخي از برنامه هاي خود جاي پايي براي انتخابات باز کنند.

اما يکي از مهمترين نشانه هاي اين قبيل تلاش ها، پخش طيفي ازگفتگوها و سرودهاي پان آريانيستي بود که در دهه فجر و بخصوص در هفته انتخابات به اوج خود رسيد. در اين سلسله برنامه ها ، نمايندگان هر دو صنف روحاني و آريائي دوش به دوش هم در تلاش بودند تا مردم را براي شرکت در انتخابات تحريک کنند.

اغراق آميز نيست اگر بگوييم اين گفتگوها و سرودها در قالب برنامه هاي متنوع و کليپهاي تلويزيوني مختلف ، هزاران بار طي مدت ياد شده از تمام شبکه هاي داخلي و خارجي درگير با انتخابات پخش شد. انواع و دفعات انتشار اين سرودها به حدي زياد شد که به نظر مي رسيد صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران در تغيير رويه اي حيرت انگيز قصد دارد در مدت کوتاهي جبران تمام مافات خود را طي 25 سال گذشته کند!

در کليپهايي که منتشر شد همراه با تصاوير ارزشي جناح راست، مجموعه متنوعي از تصاوير تخت جمشيد، فردوسي، پاسارگاد و ... نيز گنجانده شده بود. حتي کار بجايي رسيد که يکي از کليپهاي داريوش را در قالبي جديد و با اجراي فردي ديگر پخش کردند. ترکيباتي چون: ايران اي ميهن آريايي، خليج تا ابد فارس و ... بارها و بارها از رسانه هاي ديداري و شنيداري ديده و شنيده شد.

تکيه اصلي صدا و سيما بر روي سرود اي ايران بود، بنحويکه روز انتخابات خبرنگاران اين سازمان با برخي از چهره هاي شناخته شده موسيقي، ادبيات و تاريخ مصاحبه هايي در مورد چگونگي توليد اين سرود ترتيب دادند. سرود ای ایران طی هفته انتخابات بقدری زیاد نشر شد که سرود رسمی جمهوری اسلامی یعنی سرزد از افق مهر خاوران در برابر آن به تمامی رنگ باخت.

بي شک مهمترين قصد مديران صدا وسيما از اين اقدامات ، تخميرذهني مردم جهت حضور در پاي صندوقهاي راي بود!

بعبارتي ديگر آنان بر اين پندار بودند که با پخش اين سرودهاي پان آريانيستي، عرق ميهن پرستي ملت تحريک شده و آنان به رغم جو بسيار غير دموکراتيک انتخابات در پاي صندوهاي راي حاضر خواهند شد. حتي شگفت انگيز ترين موضوع اين بود که بلافاصله پس از اتمام تصاوير زنده راي دادن آقاي خامنه اي در حسينيه امام خميني از شبکه يک، برخلاف موارد مشابه که موسيقيهاي فيلم محمد رسول الله و يا سريال امام علي پخش مي شد سرود اي ايران با صداي بنان همراه با همخواني زنان منتشر گرديد!!!

از طرف ديگر فقط شبکه هاي صدا و سيما نبودند که طي شش ماه گذشته شباهتهاي حيرت انگيزي در برنامه هاي خود با تلويزيونهاي شوونيست لس انجلس پيدا کرده بودند، بلکه تعداد معدودي از کانديداها و حتي برخي از ائتلافهاي فعال جناح راست و چپ نيز تراکتها، بروشورها و پلاتهاي کوچک و بزرگي از تصاوير تلفيق شده تخت جمشيد و برج آزادي را در اماکن مختلف نصب کرده بودند. گويي اين قبيل افراد و تشکلها نيز به اين پندار رسيده بودند که مردم با ديدن اين عکسها و پلاتها از آنها حمايت خواهند کرد. جالب اينکه يکي از اين کانديداها بنام سيد ... خود را در پوستر تبليغاتيش نواده کوروش کبير معرفي کرده بود!

هيچکدام از اين شگردها و البته ترفندها موفق به جلب نظر مردم جهت شرکت در انتخابات مجلس هفتم و همچنين ريخته شدن راي به حساب کانديداهاي طيف پان آريانيست نشد. اکثريت ملت در خانه ماندند. بخش بزرگي راي باطله در صندوقها ريختند و به همين دليل لايه بسيار نازکي از مردم که درانتخابات شورا ها به جناح راست راي داده بودند اينبار نيز همانند انتخابات شوراها به پاي صندوقهاي راي رفتند و آراء از قبل آماده شده منتصبين شوراي نگهبان را در کمال اطمينان در صندوقهاي راي واريز نمودند.

در چنين شرايطي از يک طرف سطح مشارکت به پايينترين حد خود طي ادوار انتخابات پارلماني کشور رسيد و از سوي ديگر همه نامزدهاي طيف پان آريانيست نيز با کسب آراء بسيار کمتري از جناح راست از صحنه انتخابات و يا بهتر بگوييم فرداي سياست کشور حذف شدند. در واقع در دوم اسفند ماه سال 1382 ، طي انتخابات مجلس هفتم گروههاي پان آريانيست همانند 9 اسفند سال 1382، طي انتخابات دوم شوراها به تمامي حذف شدند و حتي طيفي از پان آريانيستهايي که خود را ملي مذهبي نيز مي خوانند آراء بمراتب ناچيزي را کسب کردند.

اما حقيقت اين شکستها چيست?

مردم از تمامي اين قبيل برنامه ها و سرودهاي پان آريانيستي خسته شده اند.

درواقع پان آريانيستها به رغم تبليغات حيرت انگيزي که در خصوص محبوبيت سرود اي ايران مي کنند بخوبي مي دانند که بين اکثريت مطلق دانشجويان و دانشگاهيان ما، اين سرود هرگز ملاک هويت و ايرانيت نبوده و نيست. در واقع اگر چه سرود مذکور از موسيقي مهيجي برخوردار است اما واجد محتواي بسيار پاييني است. بعبارتي ديگر اين سرود که پي در پي از فدا شدن جان ايرانيان براي خاک پاک ايران صحبت مي کند از نظر اهل فن تداعي کننده خاک پرستي محض و يا درستتر بگوييم، اسفل انواع ناسيوناليسم افراطي ميباشد.

کمبودهاي حيرت انگيز اين سرود عبارتند از:

در اين سرود از درخشانترين سمبلهاي ملي ايرانيان هيچ حرفي نيست!

نامي از پرچم که برترين نشانه حيات و سرافرازي و قدرت يک ملت است برده نمي شود!

از تاريخ خيره کننده کشور و از قدمت ده هزار ساله وطن حرفي بميان نمي آيد!

از اقوام و ملل ايران هيچ اسمي نيست. گويي ايران سنگ و کوه و در و گوهر است و بس!

اديان و مذاهب کشور فراموش شده اند!

مفاهيم متعالي و مقدسي چون عدالت، آزادي، استقلال، مساوات و ... در اين سرود وجود ندارند!

اين سرود فراموشخانه قهرمانان اسطوره اي و تاريخي ملت است!

اساسا هيچ تعريفي را براي مفهوم ملت ايران ارائه نمي دهد!

جاي نام ايالات اصلي تشکيل دهنده ايران کاملا خالي است!

از اسامي سمبليک جغرافيايي چون کوهها، درياها و نيز رودخانه ها هيچ اسمي برده نمي شود!

حتي از يک حماسه ملي نيز نام نمي برد!

بازگو کننده هيچ هدف والائي از مبارزه در راه وطن نيست!

سرود اي ايران در مقابل اين همه کمبود از انحرافات بارزي نيز برخوردار است:



اي ايران اي مرز پر گهر اي خاکت سرچشمه هنر!



خاک حتي بصورت مجازي نيز سرچشمه هنر نيست. اين ملت ، کشور و يا دست کم سرزمين است که مي توانند منشا هنر تلقي شوند!



دشمن ار تو سنگ خاره اي من آهنم جان من فداي خاک پاک ميهنم!



مصرع نخست نشان دهنده استحکام اراده مدافع وطن است. اما در مصرع دوم ناگهان معنا دچار شيب شديد مي شود. در ايران خاک پاک و ناپاک وجود ندارد. اساسا در خارج از ايران نيز اين مقروض غلط است. بحث خاک پاک يک موضوع مزديسني است. ضمن اينکه مرگ براي حفظ مثلا يک مشت از خاک ايران به ماهو خاک ، مرگي ابلهانه است. در حاليکه مرگ براي حفظ يک وجب از سرزمين ايران در قبال متجاوزان امري تحسين برانگيز است. اما همين نوع مردن نيز به تنهايي کافي نيست چراکه صرف قبول مرگ در راه صيانت از سرزمين ايران مي تواند بدون لحاظ شدن جانفشاني در راه ايراني تبديل به قتل عام ملت ايران شود. در واقع در سرود اي ايران ، ايران منهاي ايراني است و اين تعريف يکي از بارزترين نشانه هاي شوونيسم است.



در را ه تو کي ارزشي دارد اين جان ما پاينده باد خاک ايران ما!



معناي اين بيت نيز بسيار خطرناک و نگران کننده است. اگر چه مصرع نخست ان مثبت و زيبا است اما مصرع دوم ان مبطل معني با ارزش مصرع نخست است. چراکه مصرع دوم پاينده باد ملت ايران و يا حتي ايران نمي گويد . وقتي هدف نهايي پاينده بودن خاک ايران باشد براي رسيدن به آن مي توان از ملت ايران عبور کرد. امري که در طول تاريخ هشتاد سال گذشته بدفعات در نسل کشي هاي خونين حکام شاهد آن بوده ايم!



سنگ کوهت در و گوهر است خاک دشتت بهتر از زر است!



سراينده شعر باز به شدت بر روي خاک و اجسام حاصل از آن توقف کرده است. اين توقف به معني شدت توجه وي به بخش کوچکي از اولين مفهوم از چهار مفهوم سرزمين، جمعيت، حاکميت و استقلال است. اين موارد عناصر چهارگانه اي هستند که براي تشکيل يک کشور ضرورت دارند. از طرفي ديگر در اين بيت خاک به معني سرزمين نيست بلکه فقط يکي از فاکتورهاي فيزيکي تشکيل دهنده يک سرزمين همراه با عناصر بسيار متعدد ديگر مي باشد.

در این سرود 5 بار کلمه خاک و دو بار کلمه گل استفاده شده است!

در مابقی ابیات نیز بنوعی از مهر و محبت خواننده نسبت به خاک سرزمینش صحبت می شود!

اما آنچه که اين سرود را تا حدي مورد توجه قرارداده ابدا شعر مرحوم گلگلاب نيست. در واقع اين صداي زيباي استاد بنان و آهنگ دلنيشن استاد روح الله خالقي است که محتواي بسيار شکننده و کم عمق اين سرود را از نظرها دور نگه داشته است!

اکنون ناگفته مشخص است که چرا بسياري از جوانان کشور در اجتماعات اعتراض آميز خود مايل به خواندن سرود زيبا و با معناي يار دبستاني من هستند. حتي آنهايي که بعضا سرود اي ايران را مي خوانند تنها دو بيت اول آنرا بصورت پراکنده زمزمه مي کنند و ديگر تمام!

واقعيت ان است که خوانندگان اين سرود نيز حتي انرا تا به آخر حفظ نيستند و بعد از دو سه بيت اول مجددا عقب گرد مي کنند!

بررسي انقلاب بزرگ سال 57 عليه استبداد پهلوي نشان دهنده آن است که سرود اي ايران اي مرز پر گهر در شرايطي که سراسر ايران وارد فاز مبارزه جانفشانانه براي تحقق آرمانهاي ملي خود شده بود مورد بي اعتنايي وسيع و کامل قرار گرفت و درمقابل سرود جاويدان ايران عزيز ما و يا ديگر سرودهاي مبارزاتي قلبهاي ملت را تسخير کرد. طبعا به همين دليل است که به رغم اينکه هزاران بار شاهد پخش سرود اي ايران از صدا و سيما بوديم کمتر ايراني اي حاضر به شرکت در نمايش انتصابات دوم اسفند شد.

اما ممکن است برخي بگويند ، چون سرود اي ايران بصورت مزورانه اي از صدا و سيما پخش شد لذا مردم حيله آنها را در يافتند و در انتخابات شرکت نکردند!

در جواب بايد بگوئيم که اساسا با توجه به اينکه اين رژيم همانند رژيم گذشته به حد کافي از خصلت پان آريانيستي برخوردار است لذا فرض بي اعتقادي آنان به پان آريانيسم و مظاهر آن اصلا صحيح نيست. با نگاهي کنجکاوانه به مهمانان برنامه هاي تاريخي، ادبي و فرهنگي شبکه هاي صدا و سيما، براحتي مي توان چهره هايي را تشخيص داد که به شدت پان آريانيست و شوونيست بوده و با راحتي تمام، حتي اسوده خيالتر از دوران پهلوي، از مظاهر پان آريانيسم دفاع مي کنند. تنها تفاوت در اين است که رژيم جمهوري اسلامي لعابي از مذهب بر روي ديدگاههاي پان آريانيستي خود کشيده است، در حاليکه رژيم پهلوي با صراحت تمام خود را آريامهر مي ناميد و به کوروش توصيه مي کرد که اسوده بخوابد زيرا او نگهبان جامعه آريايي امروز است!

تصميم گيرندگان رژيم جمهوري اسلامي و به ويژه فعالين جناح چپ، دقيقا به هنگام تصميم گيريهاي فرهنگي و ارايه تحليل هاي تاريخي، از يک رويکرد پان آريانيستي حيرت انگيزي برخوردار هستند.

نگاهي به تاريخ رسمي مدارس و حتي کتب دانشگاهي بيندازيد همه تعابير پان آريانيستي دوران پهلوي اکنون نيز استفاده مي شود و حتي در برخي موارد شدت آن نيز افزايش يافته است. از سوي ديگر بنظر مي رسد تلاشهاي پان آريانيستي در قلب نوعي نئوفاشيسم تغيير شکل داده به سنتز ميان پان روحانيسم و پان آريانيسم رسيده است!

مگر همين جريان نيستند که کوروش را ذوالقرنين خطاب مي کنند و يا در قرآن و نهج البلاغه و فقه دنبال کلمات پارسي مي گردند?!

يا مگر همين حزب اللهي هاي اداره ارشاد نيستند که مانع از نشر کتاب ساسانيان مورخ دگر انديشي به اسم ناصر پور پيرار در وزارت ارشاد شده اند !?

از مشاوره هاي اعضاي جبهه ملي و يا چهره هاي بشدت پان آريانيست ديگر با وزراي آموزش و پرورش، آموزش عالي، ارشاد ، اطلاعات، خارجه و...نبايد غافل شد!

ايا افتتاح هتلي بين المللي به اسم داريوش را در جزيره کيش توسط رييس جمهور فراموش کرده ايد يا اينکه تلاش حيرت انگيز اقاي حداد عادل رييس فرهنگستان زبان فارسي و عضو شورا

 
بيانيه
03.01.04 (11:34 am)   [edit]
همزمان با 26 فوریه، سالروز کشتار مردم بی دفاع خوجالی درقره باغ توسط داشنا کهای ارمنی

[u][b]بیانیه مردم اورمیه در محکومیت جنایات ارامنه درآذربایجان غربی[/b][/u]


هموطنان عزیز

8 دهه از فاجعه قتل عام مردم ترک اورمیه ، سلماس ، خوی و ... به دست داشناکهای خونخوار ارمنی می گذرد. بیش از 150.000 انسان بی گناه در حد فاصل سالهای 1295-1297 به طرز فجیعانه ای قربانی خوی جنایتکارانه داشناکهای ارمنی و دیگر گروههای تند روی مسیحی گشتند.

در روز سه شنبه 25 اسفند 1296شمسی که همه مردم ایران مشغول تدارک جشن چهارشنبه سوری بودند، داشناکهای ارمنی در کمتر از یک روز بیش از 10.000 نفر از مردم اورمیه اعم اززن و مرد و کودک و پیر را بطرز وحشیانه ای قتل عام نمودند.

اکنون که بیش از 85 سال از آن فجایع ضد انسانی می گذرد، زخم غیر قابل التیام آن فاجعه جانگداز همچنان در روح هر انسانی حس می شود .

ما ضمن محکوم نمودن تمامی نسل کشی ها در سراسر جهان، مصرانه از همه مجامع بین المللی و حقوق بشر تقاضای شناسایی قتل عام فوق را به منظور اجرای عدالت و نیز ممانعت از بروز مجدد آن داریم.



جمعی از فعالان جنبش مدنی آذربایجان




 
بازداشت
02.26.04 (1:39 pm)   [edit]
[u][b]محکوميت هنرمندان بازداشت شده موسيقي جمهوري آذربايجان در قوه قضاييه [/b][/u]



روز دوشنبه سه تن از هنرمندان موسيقي جمهوري آذربايجان در حاليکه دستها و پاهاي آنها بنحو حيرت انگيزي به زنجير کشيده شده بود و متواليا از طرف دو نگهبان جهت تسريع حرکت بصورت زننده اي هول داده مي شدند وارد مجتمع قضايي بسيار شلوغ دادگاه شعبه 1089 خيابان بخارست تهران شدند!
جبراييل گويوش اف(دانشيار تار در کنسرواتوار باکو)، طاهر حسين اف (نوزانده خبره ناغارا) و فيزولي حسن اف 62 ساله (نوازنده چيره دست تار ) که هر سه از آسيب ديدگان جنگ قره باغ کوهستاني بوده و در حال حاضر به دليل اشغال شدن شهرهاي زادگاهشان توسط ارامنه در وضع اقتصادي نامناسبي زندگي مي کنند از يک ماه پيش در سلولهاي زندان قصر در انتظار تشکيل اين دادگاه بودند.
قاضي جوزاني که نخست تهديد کرده بود هر کدام از اين هنرمندان را به دليل ارتکاب منکرات به يک سال زندان محکوم خواهد کرد پس از شنيدن دفاعيات وکيل مدافع، متهمين را از اتهام اعمال منافي عفت تبرئه اما به دليل آنچه که قاضي جوزاني از آن بعنوان نوازندگي ترانه ها ويا درواقع ماهني ها ي غير مجاز آذربايجاني انهم در مجالس مختلط تهران اسم برده است ، هر يک از هنرمندان را به 500 هزار تومان جريمه نقدي محکوم کرد!
توجه به اين امر لازم است که موسيقي اوريجنال آذربايجاني بعنوان يکي از موسيقيهاي مشهور ملل جهان ،فاقد رگه هاي ابتذال بوده و از مايه هاي عميقا فاضلانه برخوردار است.
از سوي ديگر چون هر يک از سه هنرمند مذکور به مدت يکماه در زندان قصر حبس کشيده بودند لذا بدستور قاضي جوزاني 300 هزارتومان از ميزان جريمه هر يک از مجرمين کسر گرديد.
بعبارتي ديگر بر اساس اين حکم ، يک ماه از عمر يک استاد مهمان موسيقي در زندان قصر بيشتر از 300 هزار تومان نمي ارزد!
خبرهاي رسيده همچنين حکايت از اين امر دارد که متاسفانه به رغم مراجعات مکرر دوستداران موسيقي آذربايجاني به آقاي عباسعلي حسن اف سفير جمهوري آذربايجان در تهران،وي بصورت سئوال برانگيزي از ارايه هر گونه کمک ويژه جهت استخلاص هنرمندان موسيقي اذربايجان طفره رفته است!
برخي شنيده ها حکايت از آن داردکه طي سالهاي گذشته پس از اخراج متوالي نصيب نصيب اف و عليار صفرلي،دو سفير پرتلاش جمهوري آذربايجان و نيز مددلي شارژ دافر فرهيخته سفارت از تهران ،آقاي عباسعلي حسن اف به آنچنان کبريت بي خطري براي وزارت امور خارجه ايران تبديل گشته است که براحتي حتي براي وزارت خارجه جمهوري آذربايجان هم روشن نمي شود!



حيدر .م.، تبريز


 
kut!
02.24.04 (1:39 pm)   [edit]
10:46:46 AM 1382/12/5
[b] نيم ميليون كرد از تركيه راهي عراق مي‌شوند [/b]

هفته‌نامه تركي آكسيون ـ چاپ استانبول ـ از گسترش تلاش‌هاي كردها براي تغيير تركيب جمعيتي كركوك خبر داد.



به گزارش سرويس بين‌الملل بازتاب به نقل از اين هفته‌نامه، پيش‌مرگ‌ها (نيروهاي مسلح كرد)، با از بين بردن مدارك و اطلاعات و آمار جمعيت ساكن در كركوك زمينه را براي انتقال 500 هزار كرد از تركيه به عراق، فراهم كرده‌اند.



بنا بر اين گزارش، پ.ك.ك نيز براي كمك به اين امر پيش‌بيني كرده كه 3 هزار نفر ديگر از چريك‌هاي كرد از تركيه منتقل شوند. اين افراد كه موقتا در شهرها جاي مي‌گيرند، قرار است ماهيانه مبلغ 200 دلار به عنوان حقوق دريافت كنند.



به نوشته اين هفته‌نامه ترك، كركوك كه در طول تاريخ، بيشتر مردم آن تركمن بوده‌اند، بخش اصلي نقشه كردها براي تشكيل حكومت مستقل را تشكيل مي‌دهد. به همين دليل هر ديداري كه تا كنون با كردها انجام گرفته، بر سر مسأله كركوك گره خورده است.



كردها شهري را كه از لحاظ ذخاير نفتي غني ‌باشد، كليد استقلال اقتصادي خود مي‌دانند. به همين دليل مايل به از دست دادن شهري كه از آن به عنوان قدس كردستان ياد مي‌كنند، نيستند.



اين هفته‌نامه مي‌افزايد: در حال حاضر، جريان كوچ دسته دسته كردها به كركوك پس از سقوط صدام، روز به روز شدت مي‌يابد. به ويژه با قرار دادن شهر كركوك در داخل ساختار مستقل كردستان توسط بارزاني، اين كوچ‌ها بيشتر و گسترده‌تر شده است.



با توجه به آمار مركز پخش مواد غذايي، تاكنون 21 هزار و پانصد عرب (2500 خانوار) شهر را ترك كرده و در مقابل آن 22 هزار نفر كرد(3 هزار خانوار) وارد شهر شده‌اندند. گفته مي‌شود كه شماري از آنان در خانه‌هاي اعراب كوچ كرده و تعدادي در منازل كرايه‌اي و تعدادي نيز در ساختمان‌هاي دولتي كه مورد استفاده نبودند جاي داده شده اند. رويدادهاي اخيري كه در رابطه با جاي دادن كردها در كركوك صورت گرفته، حاكي از آن است كه كردها چقدر به اين مساله اهميت مي‌دهند.



در ضمن مركز پخش مواد غذايي نيز اعلام كرده است، كردهايي از اربيل، سليمانيه و تركيه به كركوك منتقل شده اند.



در همين حال جميل باييك يكي از فرماندهان پ.ك.ك طي بيانيه‌اي در روياتي وي و بيانيه اي خطاب به گروه اعلام كرده است كه از حركت‌هاي كردهاي شمال عراق حمايت كرده و مبارزان كرد را در شهر كركوك جاي خواهند داد.



گفته مي‌شود، پ.ك.ك به كردها دستور داده است كه از ايران و سوريه نيز به عراق رفته و به صورت موقت در شمال اين كشور جاي گيرند.




 
شبکه الجزيره
02.22.04 (10:35 am)   [edit]
[u][b]مصاحبه شبکه الجزيره قطر با پنج تن ازمدافعان

حقوق ملل و اقوام ايران درتهران

[/b][/u]
عباس ناصر خبرنگار شبکه الجزيره قطر در آستانه هفتمين دوره انتخابات مجلس شوري اسلامي با 5 تن از فعالان مدني حقوق ملل واقوام ايران در تهران مجموعه مصاحبه هايي را انجام داد که روز چهار شنبه گذشته(29بهمن ماه) بخشهايي از اين مصاحبه ها در اوقات خبري اين شبکه مشهور ماهواره اي عرب زبان منتشر گرديد.

در اين مصاحبه آقايان يوسف عزيزي بني طرف (عرب الاحواز)،اکبر آزاد(ترک آذربايجان)، حسن عباسيان(عرب الاحواز)،فرزاد صمدلي(ترک آذربايجان)ونوروز حمزي (عرب الاحواز) شرکت داشتند.



- يوسف عزيزي بني طرف

آقيا يوسف عزيزي بني طرف که يکي از فعالان مدني و نويسندگان مشهور عرب در ايران است در اين مصاحبه با تاکيد بر مقوله زشت عرب ستيزي در ميان شوونيستهاي ايران ، بروز چنين حملاتي را ناشي از پندارها و کينه هاي گروهي پان آريانيست دانست . وي با تاکيد بر تاريخ درخشان اعراب در ايران به دورانهايي اشاره کرد که ملل و اقوام فلات ايران در طول تاريخ به دفعات در قالب نظامهاي فدرالي توانستند همگام با حفظ قدرتمندانه وحدت ملي ، منشا اثرات مثبت و تعيين کننده اي درترقي و عمران کشور خود شوند. بني طرف خاطر نشان کرد نظام سياسي حاکم بر ايران تا قبل از کودتاي پهلوي اول و انقراض سلسله قاجاريه تحت عنوان نظام ممالک محروسه ايران شناخته مي شد که اين خود نشان دهنده ريشه دار بودن بحث فدراليسم در ايران است.

وي اظهار داشت در حال حاضر به رغم اينکه اعراب از جمعيتي بيش از 5 ميليون نفر در ايران(7 درصد جمعيت کل) برخوردار هستند شاهد تبعيضها و تحقير هاي گسترده اي در کشور در سطوح مختلف اقتصادي،فرهنگي،سياسي و اجتماعي هستند.



- اکبر آزاد

سپس آقاي اکبر آزاد بعنوان يکي ازنويسندگان و فعالان مدني شناخته شده آذربايجان که در زمينه دفاع از حقوق کودکان تلاشهاي تحسين برانگيزي داشته است ضمن بيان اين جمله که تحصيل به زبان مادري حق و کار کودکان است اظهار داشت:

زماني که چند سال قبل آقاي خاتمي رييس جمهورمحترم،براي سخنراني در مجمع عمومي سازمان ملل به نيويورک رفته بودند بر اين مسئله تاکيد کردند کهايران کشوري کثير المله است .

هر چند اظهار اين بيانات نتايج داخلي خاصي در بر نداشت ولي براين واقعيت بصورت رسمي صحه گذاشت که ايران ترکيبي است از ملل مختلف والبته متحد.از جمله اين ملتهاي همبسته مي توان به ملل ترکهاي آذربايجان،فارس ، کرد، عرب، تورکمن و بلوچ اشاره کرد.

آزاد با اشاره به اينکه ترکهاي آذربايجان به تنهايي در حدودنيمي از اهالي ايران را تشکيل مي دهند و علاوه بر اين ترکان ترکمن،قشقايي،خراسان،خلج و سايرين نيز با جمعيتهاي مشهودي در ايران حضور دارند اظهار داشت منافع ترکها در ايران با ساير ملتهاي اين کشور به ويژه اعراب مشترکات متنوع و گسترده اي دارد.وي معتقد بود ستمي که بصورت تاريخي طي هشتاد سال گذشته بر ترکان رفته بنوعي بر اعراب نيز تحميل شده است.

آزاد گفت: ترکهاي آذربايجان در تاريخ معاصر شخصيتهاي مشهوري را تقديم نهضت عدالت خواهانه و آزادي طلبانه ملل و اقوام ايران کرده اند.شخصيتهاي کم نظيري چو ن عباس ميرزا،شهيد ستارخان ،شهيد باقرخان، شهيد حيدر خان، شهيد باغبان ،شهيد ثقه الاسلام، شهيد خياباني ، شهيد پيشه وري،پروفسور زهتابي،صفرخان و000 از شخصيتهايي هستند که در راه دفاع از حقوق عموم اقوام وملل ايران از طريق روشنگري وعدالت خواهي و نيز تاسيس و يا تحکيم نظام پارلمانتاريسم در کشور مجدانه کوشيده اند.

اکبر آزاد اظهار داشت بنده با کمال افتخار مي گويم که بانوان آذربايجاني نخستين بار در تاريخ ايران و خاورميانه ، در زمان شهيد بزرگ سيد جعفر پيشه وري توانستند از حق راي دان برخوردار شوند. همچنين اين آذربايجانيها بودند که در 29 بهمن سال 1356 قادر به خلق يکي از عظيمترين قيامهاي ملي تاريخ ايران در تبريز شدند. وي هدف خود از بيان اين مقدمات را معرفي آذربايجانيها بعنوان بنيانگذاران پارلمانتاريسم در ايران و يکي از فعالاترين ملل اين کشور در امر انتخابات دانست. ازادگفت:اما با توجه به اينکه عده کثيري از فعالين حرکت ملي آذربايجان در شهرهاي مختلف زنجان،اردبيل،تبريز،قم،قزوين، همدان ،اروميه و... رد صلاحيت شده اند جهت شرکت در انتخابات پيش روي دچار ترديدهاي عميقي شده ايم.توجه داشته باشيد که در سال 1374 به رغم پيروزي قاطع آقاي دکتر محمود علي چهرگاني در انتخابات مجلس چهارم به لطايف الحيل از حضور وي در عرصه انتخابات جلوگيري شد که بدنبال اين موضوع تشنجهايي هم در آذربايجان وتبريز به وقوع پيوست.صدماتي نيز به آقاي دکترچهرگاني وارد شد که سبب سفر استعلاجي وي به خارج از کشور گرديد.اما در حال حاضر رد صلاحيتها بقدري وسيع صورت گرفته که تمام چهره هاي ملي آ ذربايجان از امکان شرکت در رقابت نيز محروم شده اند.بعنوان مثال به آقاي مهندس عليرضا صرافي بعنوان يکي از برجسته ترين اين شخصيتها مي توان اشاره کرد.

وي اظهار اشت: از نظر من بين اذربايجانيها رغبت چنداني براي شرکت در انتخابات وجود ندارد.بطور يقين در ميان اذربايجانيهاي تهران نيز که حدود 70 درصد از جمعيت اين کلان شهر را تشکيل مي دهند وضع به همين صورت است.



- حسن عباسيان

آقاي حسن عباسيان بعنوان رييس هيات مديره جمعيت عربهاي خوزستاني مقيم تهران(بيت العرب)،نويسنده وديپلمات سابق سومين فعال شناخته شده در زمينه حقوق اقوام وملل ايران بودند که با عباس ناصر خبرنگار شبکه الجزير به گفتگو نشستند.وي با اشاره به مواد 15و19 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران توضيح داد در اين دو قانون بجاي ترکيب معمول ملت ايران در هر دوماده از ترکيب مردم ايران استفاده شده است.چراکه نويسندگان قانون اساسي به اين امر توجه داشته اند که ايران از ملتهاي مختلف و گروههاي قومي متعدد تشکيل شده است.حتي قانون گذار کوشيده تا در اصل نوزده از کلمه قبيله در کنار کلمه قوم استفاده کرده و به اين ترتيب به اين گروههاي اجتماعي نيز احترام حقوقي قائل شود.

عباسيان اظهار داشت به رغم وجود اين دو ماده در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران متاسفانه از تدريس زبانهاي قومي در مدارس و يا همچنين استفاده از اين زبانها در مطبوعات و رسانه هاي گروهي خودداري مي شود و به اين ترتيب روح مساوات طلبانه حاکم بر اين دو اصل نديده گرفته شده است. وي با تاکيد بر عدم وجود مساوات در ميان اقوام و ملل ايران اظهارداشت که همين امر موجب شده تا به هنگام توزيع مناصب ،پستهاي حساس در اختيار گروه قومي حاکم قرار گيرد.عباسيان افزود اوضاع بقدري نگران کننده استکه در حال حاضر اگردر خوزستان يک عرب به اداره اي برود و در ان اداره با کارمند عرب ديگري روبرو شود حق ندارد با وي به زبان عربي صحبت کند و موظف است تا حتما به فارسي حرف بزند!



- فرزاد صمدلي

آقاي فرزاد صمدلي که در بين فعالين مدني آذربايجان بيشتر بعنوان يک خبرنگار شناخته مي شود در مصاحبه با شبکه الجزيره با تاکيد بر اهميت روز جهاني زبان مادري ( 21 فوريه- دوم اسفند) اظهار داشت:

متاسفانه طي 25 سال اخير از جانب دولتهاي حاکم در قبال زبان مادري بيش از دو سوم از ايرانيهاي غير فارس زبان ، جز بعضي سخنان مثبت، ́́́اقدام حمايتي قابل توجهي مشاهده نشده است.صمدلي با بيان اينکه اساسا در دوران استبداد سياه رضاخاني،انتخاب زبان رسمي در ايران به رغم اکثريت تاريخي ترکهاي ايران، عملا بصورت آيين نامه اي و دستوري صورت گرفته است خواستار توجه جدي به همه پرنسيپهاي بين المللي در ارتباط با کشور هاي کثيرالمله اي همانند ايران شد. وي همچنين با اشاره به قانون اساسي افغانستان و نيز پيش نويس قانون اساسي عراق متذکر شد که اصولا در کشورهايي چون ايران تاکيد بر يک زبانه بودن نظام رسمي چندان قادر به پاسخگويي مطالبات حقه اقوام وملل آن کشورها نخواهد شد و تداوم اين امر سبب خواهد گرديد تا قوم يا ملتي که زبان وي بعنوان تنها زبان رسمي مملکت شناخته شده است خود را به مثابه تمثيلگر واحد هويت آن کشور بشناسد و به اين ترتيب خواسته و يا نا خواسته در امتداد حذف هويتهاي غير رسمي که البته در مواقعي غني تر و قوي تر از ان هويت رسمي نيزهستند حرکت کند . صمدلي با تاکيد بر ضرورت ورود به مبحث دو زبانگي در ايران جهت جلوگيري ازظهور شوونيسم و نيز رسميت منطقه اي تمام زبانهاي شناخته شده کشور خواهان آغاز تدريجي اين گفتگو بصورت کاملا مدني ، صبورانه و منطقي در ميان اقوام وملل ايران گرديد.

وي همچنين با اشاره به بيانيه مشهور آذربايجان دانيشير(آذربايجان سخن مي گويد)که براي اولين بار در کشور به امضاي بيش از 600 تن از فرهيختگان و فعالان حقوق مدني آذربايجان رسيده است اظهار داشت :اين بيانيه که برخي از آن بعنوان مانيفست آذربايجان هم اسم برده اند تنها بدنبال احقاق حقوق ترکان آذربايجان ويا ديگر ترکهاي ايران نيست.بلکه ادبيات اين بيانيه بگونه اي تنظيم شده است که تمام اقوام و ملل ايران را بدون کوچکترين تبعيضي در بر مي گيرد.

ضرورت حاکميت دمکراسي فراگير در کشور بر اساس اصول عام جمهوريهاي پارلمانتاريستي، حرکت به سمت فدراليسم ، ضرورت توجه غير تبعيض آميز به همه زبانهاي رايج در ايران،تاکيد بر اهميت توزيع برابر تمام امکانات مادي و معنوي در سطح ايران، دفاع بلارجحان از مواريث فرهنگي همه اقوام و ملل ايران، رعايت دقيق کنوانسيونهاي مربوط به حقوق زنان و کودکان ،صيانت جدي از سلامت محيط زيست و نيز ايجاد روابط متعادل و واقعي با کشورهاي جهان از جمله اصولي بودند که توسط نامبرده در توضيح بيانيه آذربايجان دانيشير گفته شد.

صمدلي همچنين با توجه به توزيع دردناک امکانات اقتصادي پرسيد چگونه ممکن است شهروندعرب خوزستاني که بيش از دو سوم از بودجه کل کشور را با فروش منابع نفتي اش تامين مي کنند و سنگينترين شدائد را در دوران جنگ 8 ساله متحمل شده است طي هشتاد سال گذشته زير اندازش گليم و سقفش حصير باقي مانده باشد و يا اکثريت آذربايجاني اي که موثرترين نقش را در تاريخ و فرهنگ اين سرزمين داشته است در حال حاضر اين گونه در فقر و فلاکت زندگي کند و از همه بدتر در رسانه ها و يا کتب رسمي تحقير و تضعيف شوند?!

وي گفت من همانگونه که براي ويران شدن ارک بم به دليل زلزله دردناک اخير بشدت متاثرم براي ارک عليشاه درتبريز،گنبد سلطانيه در زنجان ،قصر شيخ خزعل در اهواز و يا ديگر آثار قومي کشورم که در معرض بي توجهي قرار گرفته اند بسيار نگرانم!



- نوروز حمزي

آقاي نوروز حمزي که يکي از فعالان فرهنگي عرب و همچنين از خبرنگاران شناخته شده در جامعه مطبوعاتي کشورمان مي باشد پنجمين فردي بود که با شبکه الجزير در خصوص حقوق اقوام وملل ايران مصاحبه کرد.وي با ارايه تعريف حقوقي از مفهوم اقليت باتوجه به اسناد بين المللي مربوط به حقوق اقليتها من جمله مقدمه و مواد 13و55و76 منشور سازمان ملل متحد ،ماده دوم اعلاميه جهاني حقوق بشر، مواد 18 و19و24و25و26و27ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي ناظر بر رعايت حقوق همه افراد بدون هر گونه تبعيض خواستار رعايت دقيق مفاد تمام اسناد و کنوانسيونهاي بين المللي اي گرديد که دولت ايران همچون منشور ملل متحد(1324)،ميثاق بين المللي حقوق مدني - سياسي و حقوق اقتصادي- اجتماعي(1354)،کنوانسيون بين المللي منع و مجازات جنوسايد (1334) ،کنوانسيون بين المللي رفع تبعيض نژادي(1347)،کنوانسيون حقوق کودک (1372) ، کنوانسيون رفع تبعيض در امر تعليمات(1346) و همچنين مواد 15 و 19 و 20 و 48 قانون اساسي جمهوري اسلامي تاييد يا تدوين کرده است.

وي همچنين با انتقاد از فرهنگ حاکم در خصوص خرده فرهنگ و يا اقليت خطاب کردن اقوام وملل ايران اظهار داشت اين اصطلاحات در حالي استفاده مي شود که هموطنان فارس زبان ما تنها يکي از اين اقوام وملل بوده و حتي فاقد اکثريت نسبي نيز هستند.وي خاطر نشان کرد که بعنوان مثال در همين طهران ، ترکها با بيش از 70 درصد ،نخستين کساني هستند که جمعيت پايتخت ايران را تشکيل مي دهند.

آقاي حمزي با اشاره به برنامه چهارم توسعه گفت اين برنامه فاقد هر گونه تلاشي براي توسعه و پرورش فرهنگي عموم اقوام وملل ايران است.وي با اشاره به عملياتي شدن طرح آمايش اقوام که در امتداد تغيير ترکيب بافت جمعيتي مناطق قومي طراحي شده است افزود د رحال حاضر متاسفانه من اينده اقوام و ملل ايران بويژه اعراب را تنها با دو گزينه روبرو مي بينم:

وجود و عدم وجود!








 
تعداد نمايندگان
02.19.04 (3:54 am)   [edit]
[b]خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس تا انتخابات مجلس
تعداد نمايندگان مردم در هفتمين دوره‌ي مجلس شوراي اسلامي از ‌٢٨ استان كشور و نيز تعداد نمايندگان اقليت‌هاي ديني در مجموع ‌٢٩٠ نفر خواهد بود.[/b]به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) به نقل از كميته‌ي اطلاع رساني و روابط عمومي ستاد انتخابات كشور تعداد نمايندگان مجلس هفتم به تفكيك هر استان به شرح زير است:
- استان آذربايجان شرقي : ‌١٩ نماينده (‌٥٥/٦ در صد مجموع نمايندگان)
- استان آذربايجان غربي: ‌١٢ نماينده (‌١٣/٤ در صد مجموع نمايندگان)
- استان اردبيل: ‌٧ نماينده(‌٤١/٢ در صد مجموع نمايندگان)
- استان اصفهان: ‌١٩ نماينده (‌٥٥/٦ در صد مجموع نمايندگان)
- استان ايلام: ‌٣ نماينده (‌٠٣/١ در صد مجموع نمايندگان)
- استان بوشهر: ‌٤ نماينده(‌٣٧/١ در صد مجموع نمايندگان)
- استان تهران: ‌٣٨ نماينده (‌١٠/١٣ در صد مجموع نمايندگان)
- استان چهارمحال و بختياري: ‌٤ نماينده(‌٣٧/١ در صد مجموع نمايندگان)
- استان خراسان: ‌٢٦ نماينده (‌٩٦/٨ در صد مجموع نمايندگان)
- استان خوزستان: ‌١٨ نماينده( ‌٢/٦ در صد مجموع نمايندگان)
- استان زنجان: ‌٥ نماينده ( ‌٧٢/١ درصد مجموع نمايندگان)
- استان سمنان: ‌٤ نماينده (‌٣٧/١ درصد مجموع نمايندگان)
- استان سيستان و بلوچستان: ‌٨ نماينده (‌٧٥/٢ درصد مجموع نمايندگان)
- استان فارس: ‌١٨ نماينده (‌٢٠/٦ درصد مجموع نمايندگان)
- استان قزوين: ‌٤ نماينده (‌٣٧/١ درصد مجموع نمايندگان)
- استان قم: ‌٣ نماينده (‌٠٣/١ درصد مجموع نمايندگان)
- استان كردستان: ‌٦ نماينده (‌٠٦/٢ درصد مجموع نمايندگان)
- استان كرمان: ‌١٠ نماينده (‌٤٤/٣ درصد مجموع نمايندگان)
- استان كرمانشاه: ‌٨ نماينده (‌٧٥/٢ درصد مجموع نمايندگان)
- استان كهكيلويه و بوير احمد : ‌٣ نماينده (‌٠٣/١ درصد مجموع نمايندگان)
- استان گلستان: ‌٧ نماينده (‌٤١/٢ درصد مجموع نمايندگان)
- استان گيلان: ‌١٣ نماينده (‌٤٨/٤ درصد مجموع نمايندگان)
- استان لرستان: ‌٩ نماينده (‌١٠/٣ درصد مجموع نمايندگان)
- استان مازندران: ‌١٢ نماينده (‌١٣/٤ درصد مجموع نمايندگان)
- استان مركزي: ‌٧ نماينده (‌٤١/٢ درصد مجموع نمايندگان)
- استان هرمزگان: ‌٥ نماينده (‌٧٢/١ درصد مجموع نمايندگان)
- استان همدان: ‌٩ نماينده (‌١٠/٣ درصد مجموع نمايندگان)
- استان يزد: ‌٤ نماينده (‌٣٧/١ درصد مجموع نمايندگان)
- اقليتهاي ديني: ‌٥ نماينده (‌٧٢/١ درصد مجموع نمايندگان)
انتهاي پيام

 
پ.ك.ك
02.18.04 (11:57 am)   [edit]
رحمان:
[b]


تورکيه‌نين پ.ك.ك تشکيلاتي

کوردلري باتي آذربايجاندا سئچگي‌لرده فعال اشتراک ائتمه‌يه چاغيردي!!!

[/b]


خبر اول: كوردلر سولدوز، ..... و باشقا تورك شهرلرينده انتخاباتى تحريم ائله مييه جكلر:



مقصود اعظمي نماينده سولدوز (نقده) و اشنويه در گفت و گو با ايسنا، شايعه انصراف خود را كاملا رد كرد و گفت: به هيچ وجه قصد انصراف ندارم. ‌چرا كه بر اساس آخرين تصميم نمايندگان متحصن و فراكسيون نمايندگان كرد، به دليل وجود جو رقابت در حوزه انتخابيه‌ام در انتخابات شركت مي‌كنم.



خبر دوم: دعوت پ.ك.ك. براي شركت در انتخابات:



نظام‌الدين تاش عضو شوراي اجرايي كنگره خلق كردستان (كنگره گل- پ.ك.ك سابق) ، ديروز طي اعلاميه‌اي در مورد انتخابات محلي تركيه و انتخابات مجلس در ايران، با اشاره به اهميت اتحاد مردم كردستان شرقي (كردستان ايران)، آنان را به شركت گسترده در انتخابات ايران و تركيه به رأي دادن به نزديك‌ترين و بهترين فرد مورد نظر خود دعوت كرد. پ.ك.ك كه پيش از مشخص شدن كانديداها، بارها خواستار تحريم انتخابات ايران شده بود، از اهالي كردستان خواست تا با رفتاري مسؤولانه در انتخابات شركت كنند.



نظام‌الدين تاش ـ عضو شوراي اجرايي كنگره خلق كردستان در مورد انتخابات محلي تركيه و انتخابات مجلس در ايران، مردم كردستان را به رفتاري مسؤولانه در دو انتخابات برنامه‌ريزي شده در آينده دعوت كرد. وي با اشاره به انتخابات اول اسفند ايران گفت: نيروهاي حاكم نمي‌توانند، قدرت و اراده مردم را بشكنند. تاش با انتقاد از رد صلاحيت شماري از نمايندگان و اشاره به پتانسيل بزرگي كه خواستار تغييرات دموكراتيك هستند، با هدف جلوگيري از اختلافات عميق داخلي، مردم كردستان شرقي (كردستان ايران) را به رأي دادن و كمك به نزديك‌ترين و بهترين نمايندگان مورد نظر خود دعوت كرد.





بعضى سايتلاردا آذربايجاندا يئددينجى دؤور سئچگىلرينين تحريم ائديلدييينى يازيرلار. اينتيخابات، غربى آذربايجان و همدان اوستانى شهرلرينده مطلقا تحريم اولونماماليدير. بورادا مخصوصا اورميه، خوى و سولدوزدا (حتى ماكو، سلماس ، سايين قلعه، ميانداب، بهار، اسدآباد، كبودرآهنگ، قروه، بيجار، سونقور و...) كوردلر، توركيه لى پ.ك.ك. تشكيلاتينين مستقيم گؤستريشلرى ايله، مجليسه نماينده گؤنده رمه يه سعى ائليرلر، كوردلر بو شهرلرين هامىسيندا انتخاباتا آكتيو شكيلده قاتيلاجاقلار و اونو تحريم ائتمه يه جكلر. (آشاغىداكى خبرلره باخين). اورمودان مجليسه كورد نماينده گؤنده رمكله، بورادا كورد وارليغى حتى بورالارين كورد اولدوغونا دايير، عراقدا كوردلرين كركوكده، قاراباغدا ارمنىلرين ائله ديكلرينى بنزر، تاريخى گئچميش، حقوقى داياق و پسيكولوژيك حاضيرليق ياراتماق ايستيرلر. بونا گؤره اورمو، خوى و سولدوزدا مطلقا انتخابات تحريم اولمامالى. بورالاردا اينتيخاباتى تحريم ائتمك، بورالاردان كورد نماينده چيخارتماغين يولونو آچماق، بو شهرلرين گلجه ييني كورد سياسى گوروهلارا، كوردوستانا باغلاماق دئمكدير.



تورك-كورد خطينده يئرله شن شهرلرده هميشه سئچيملرى قازانماسى احتمالى ان چوخ اولان تورك نماينده لره ايستر مستقيل اولسون، ايستر اصلاح‌طلب اولسون، ايستر محافظه كار، راى وئريلمه ليدير. اساسا بونلارين آراسيندا هئچ بير فرق ده يوخدور و هئچ بيرى آذربايجان اوچون مستقيم بير ايش گؤرمه يه جك و يا گؤره نمه يه جك، آمما بورالاردان كورد نماينده لرين چيخماماسى آذربايجانين گله جه يى اوچون چوخ ايش گؤره جكدير. ايراندا هانسى رئژيم ايش باشيندا اولورسا اولسون، تورك-كورد خطينده اورمو، خوى، سولدوز، كبودرآهنگ، باهار، سالماس، اسدآباد ، ماكو، سايين قالا، قوشاچاى، سونقور، و .... شهرلرينده انتخابات، نه ايندى و نه هئچ واخت، هئچ بير شكيلده تحريم ائديلمه مه لى و هئچ بير سئچيمده بورالاردان كورد پارلامئنتئر سئچيلمه سينه ايمكان وئريلمه مه لي، بورالارين كورد اولدوغونا دايير گئچميش و حوقوقى زمين ياراديلماسينين قاباغى آلينماليديرلار. ايران توركلرى فارس حاكيم ميللتين ايچ مساله سى اولان اصلاح طلب-محافظه كار اويونونا، كوردلرين انتخاباتى تحريم ائله يه جكلرى يالانىنا آللانمامالىديرلار. انتخاباتدا تكجه اؤز ميللى منفعت و مصلحتلرينى اساس آلمالىديرلار. مساله بو رئژيم و يا باشقا بير رئژيمين اويونلاريندان چوخ داها بؤيوكدور. مطلب اينديكى و يا دوننكى، صاباحكى حاكيميت دئييل، مطلب بازرگان-ماكودان اسدآباد-سونقوراجان تورك-آذربايجان شهرلرينين آدديم آدديم كوردله شديريلمه سى، بورالارى كورد سياسى گوروهلارين كوردوستان اولاراق گؤردوكلرى و گؤرسه تديكلرىدير، مطلب آذربايجانين تورپاق بوتؤولويودور. پ.ك.ك، حزب دمكرات، كومله و ....يه گؤره نه فقط اورمو، خوي، سولدوز، ماكو...بلكه قارص، ارزروم، ارزينجان حتى سيواس كوردلريندير و بؤيوك كوردوستان شهرلرىدير.



بعضىلر بو مساله لره حساس اولماغى كورد-تورك آراسيندا كدورت ياراتماق و رژيمه داياق اولماق اولاراق گؤرورلر. بونلار بيلمه ليديرلر كى تورك-كورد آراسيندا كدورت ياراتماماغين يولو آذربايجانين شهرلرينين بير بير كوردلره پئشكش ائتمك دئييلدير. بو كيمين ساده لؤوحلره گؤره كورد-تورك داعواسى اولماماسى اوچون اورمونو كوردوستانين قلبى، تاليش-تورك داعواسى اولماماسى اوچون اردبيلى تاليشين قلبى، تات-تورك داعواسى اولماماسى اوچون زنجانى تاتلارين پايتاختى، و اصلا فارس-تورك داعواسى اولماماسى اوچون تبريزى فارسيستانين پايتاختى ائله مه لىييك، ارمنى-تورك داعواسى اولماماسى اوچون گنجه نى ارمنيستان، روس-تورك داعواسى چيخماماسى اوچون ده باكىنى روسيانين پايتاختى ائله مه لييك. بو دا بير فيكردير!!. اونا بنزر كى قونشوننان داعوا اولماسين دييه ائويوى اونا تسليم ائلييه سن كى بيلينمز نييه بو نوع قوناق سئوه رليك فقط ايران توركلرينده گؤرولور. خالقلارين دوستلوغونون تك شرطى بو تورك آذربايجان شهرلرينين كوردوستانا الحاق ائديلمه سي مىدير؟ بوندان باشقا بير يول يوخدور مو؟ اگر تك شرط بو ايسه خالقلارين دوستلوغو آدينا بس نييه كورد گوروهلار بو تورك شهرلرين آذربايجانا عاييد اولدوغونو دئميرلر و اؤز كورد شهرلرى ايله كيفايتله نميرلر؟ بئله نچى روشنفكرلرى اولان بير خالق البته كى فارسلاشار، كوردله شر، حتى ايندييه كيمين ياشاماسى دا تعجب دوغورور.....



قالدى كى كدروتى باشقالارينين تورپاقلارينا گؤز تيكن و منطقه نين ائتنيك تركيبينى دگيشديرمك ايسته ين پ.ك.ك.، ايران دؤولتى و ايرانلى كورد قوروهلارى، او واختدان كى اورمونو كوردوستانين قلبى آدلانديرماغا باشلاييبلار، ياراديبلار و بو سياستدير كى رژيمه داياق اولماقدير. بو اونا بنزر كى توركلر دئسينلر كى سنندج آذربايجانين پايتاختى و قلبى دير. بيز اولان بيتنى ترسه باشا دوشوروق كىشهرلريميز بير بير كوردله شير و خاريجى خريطه لرده كوردوستان اولاراق گؤرسه ديلير. فقط ساده لؤوحلاردير كى باشا دوشمورلر بازرگاندان سونقورا دك تورك شهرلرينين كوردله شديريلمه سى، شاه اولسون موللا اولسون، ايران رژيمى ايله كورد ميللييتچىلرينين اوزون وعده لى پلانلاريدير و بو رژيم، او رژيمه مربوط دئييلدير.



بيز خالقلارين دوستولوغو شوعارينى وئرمكله مشغول اولاق، كورد سياسى گوروهلار ساغيدان سولونا، ايرانلىسيندان توركييه لىسينه، عراقلىسينا، آذربايجانين شهرلرينى بير بير اؤز سياسى نفوذ داييره لرينه چئويرسينلر، اروپادا-امريكاداكيلار آكادئميك مركزلرده اورالارا كورد هويتى و تاريخى جعل ائتسينلر، كورد ميللت مجليس نوماينده لرى اورميه نين ازلدن كورد شهرى اولدوغونو دونيايا جار چكسينلر، دؤولت ده آلتدان آلتدان سسسيز صداسيز كورد طايفالارىنى ماكىدان سونقوراجان ، بازرگاندا، سولدوزدا حتى زنجاندا بير بير يئرله شديرسين، كورد سرمايادارلارى اورميه ده، خوىدا، بوتون شهرلرينين ان مهم و ان باهالى محله و ايش يئرلرينى اله گئچيرسينلر، بورالاردا سورعتله يئر و تورپاق آلسينلار....



بعضىلرى ده ايران توركلرينين اصلى مساله سينين فارسلاشماق اولدوغونو سؤيله ييرلر. بو علاقه سيز شوعارلار وئرمكدير. شمالى آذربايجاندا خالقين روسلاشماسى مساله سى ايله ارمنىلرين تورك شهرلرى شوشا، لاچين و ...نى ايشغال ائتمه سىنين ، عراقدا توركمانلارين عرب له شمه سى ايله توركمان شهرلر ، كركوكون كوردلر طرفيندن ايشغال ائديلمه سى آيرى مساله لردير. بونلارى گؤرمه ين ساده لؤوحلر و اينسانليق، خالقلارين بيرلييى كيمى شوعارلارلا اويوتولانلار حقيقتلرى آنجاق قره باغ و كركوك ايشغال اولاندان سونرا، چوخ آجى و چوخ گئج باشا دوشرلر. ايراندا يوز ايل، حتى بير نئچه ايل يوز ايلدير تورك خالقى فارسلاشماقدادير، بونون آذربايجان شهرلرينين بوگون سورعتله كوردلر و دؤولت طرفيندن كوردله شديريلمه سى ايله نه علاقه سى وار؟ ماكودان سونقوراجان بوتون آذربايجان شهرلرى كورد ياييلماسى و پ.ك.ك. - حزب دمكرات - كومله ..... فاشيسمين تهديدى ايله اوز به اوزدور و بو منطقه لرده ان اصلى، ان عاجيل و ان حياتى مساله كورد ياييلماسىدير.



اصلينده ايراندا كورد تهديدى و ياييلماسى، فارس شونيسمىنين باشقا آدلاريندان بيرىدير، نئجه كى ارمنى ايشغال و تجاووزو روس شونيسميندن باشقا بير شئى دئييلدير. فارس شونيسمينن مبارزه ائتمه ك اوچون حتما بازرگان، اورمو، خوى، سالماس، ماكو، سولدوز، سايين قالا، قوشاچاى، كبودرآهنگ، بيجار، باهار، اسدآباد، قروه، سونقور و .... كوردلره پاى وئريلمه لى مىدير؟ قالدى كى كيم دئيييب بير خالقين هميشه تك بير پروپلمى اولمالىدير؟ آذربايجان و تورپاقلارى اوچ اساسلى ائتنيك ياييلمايلا قارشى قارشىيادير. شمالدا (قاراباغ) ارمنى ياييلماسى، غربدن كورد ياييلماسى (آذربايجان غربى، همدان و قيسما زنجان اوستانلارى) و شرق-جنوبدان فارس ياييلماسى (تهران-مركزى-قوم اوستانلارى). بونلارين اوچو ده اصلى و اوچو ده عينى درجه ده اهميتلىدير .



اوزون سؤزون قيسساسى،ايسته سك ده ايسته مه سك ده، ايراندا توركلر فارسلاشماقدا اولسالار دا اولماسالار دا، آذربايجان شهرلرى غربده بازرگاندان سونقوراجان، دؤولتين ايش بيرليگى ايله كورد ياييلماسى، يئرله شمه سى و گله جكده ايشغالى تهديدى آلتيندادير. بورالارا كورد هويتى، كورد تاريخى و كورد گئچميشى قازانديرماغا ، مجليسده كورد شهرلرى اولاراق تمثيل ائديلمه لرينه هئچ بير شكيلده ايجازه وئرليمه مه ليدير.



خبر:



خبر اول: گزارشات رسيده از سطح شهر اروميه حاكي است كه كه طرفداران كانديداهاي اكراد در اروميه در پي يك مانور فرهنگي و هنري در قالب ارائه كنسرت موسيقي هستند بيشتر گفته مي‌شود كه از سوي برخي هواداران افراطي، رايزنيهايي با چهره‌هاي سرشناس و ذي نفود اكراد صورت مي‌گيرد تا هر سه نفر از كانديداهاي مورد حمايت اكراد در اروميه صندلي‌هاي مجلس هفتم را تصاحب نمايند. پيشتر رئيس فراكسيون اكراد مجلس بهاء الدين ادب نماينده سنندج ادعا كرده بود كه اروميه اصالتا كردنشين است!! و اين فعاليتها و تلاشها صرفا راستاي پيروزي كانديداهاي مورد حمايت آنهاست.



خبر دوم: گفته مي شود يكي از چهره هاي فعال سياسي سنندج مرتبا به شهرستان نقده رفت و آمد مي نمايد پيشتر اعلام شده است وي در يكي از جلسات محلي در بين مدعوين وريش سفيدان اكراد بر راهيابي يكي از اكراد به مجلس شوراي اسلامي بعنوان نماينده نقده تاكيد كرده است بنا به اطلاعات واصله رفت و آمدهاي مشكوك، سخنان جهت دار وي و تحريك افراد و ايجاد دو دستگي در شهرستان نقده جاي تامل است.



خبر سوم: ايجاد شهرك جديد كردنشين در سولدوز آذربايجان: اولين شهرك دامپروري عشاير كشور در آذربايجان‌غربي ايجاد مي‌شود.عميات اجراي نخستين شهرك دامپروري كشور بزودي در آذربايجان‌غربي آغاز مي‌شود. به گزارش ايسنا، به نقل از روابط عمومي سازمان جهاد كشاورزي آذربايجان‌غربي اين شهرك در دشت شيخ معروف نقده در زميني به مساحت 30 هكتار احداث مي‌شود و فعلا مراحل مطالعات اجتماعي، فرهنگي، ‌طراحي نقشه و نظام بهره‌برداري آن تهيه شده است. براي احداث اولين شهرك دامپروري عشاير كشور بيش از سه ميليارد ريال اعتبار پيش‌بيني شده است كه يك ميليارد ريال براي ايجاد زيرساخت‌هاي لازم از جمله حفر چاه و ايجاد شبكه برق و آب در سال جاري اختصاص يافته است


 
FOTO
02.16.04 (1:40 am)   [edit]
اين عكس را ديروز گرفتم رانندگي خيلي سخت بود و زمين يخ زده بود من هم از فرصت استفاده كردم و اين عكس رو كه شب ساعت تقريبا 01:00 بود گرفتم
اينجا خيابان دانشكده در شهر اورميه است


 
چرا ترکها فارسی ر
02.14.04 (9:25 am)   [edit]
[u][b]چرا ترکها فارسی را با لهجه حرف ميزنند؟ [/b][/u] weblog=bizimdil

ممکن است پرسيدن اين سئوال به اين شکل درست نباشد. اولا زبان وسيله‌ای برای ارتباط و رساندن منظور خود به ديگران است و لهجه مهم نيست. دوما ترکها خيلی زرنگند که غير از زبان مادريشان به زبان (يا زبانهای) ديگری هم حرف ميزنند. سوما طبيعی است که برای هر کسی حرف زدن به زبانی غير از زبان مادريش خيلی هم آسان نيست. اگر فارسها هم مثلا انگليسی يا ترکی يا عربی حرف بزنند لهجه خواهند داشت.

بعد از اين حرفها بيائيد به اين مسئله علمی برخورد کنيم. لهجه داشتن ممکن است صد سبب داشته باشد. در اينجا شايد بتوان فقط به يکی دو سبب اشاره کرد. صداهای موجود در هر زبانی را کسانی که آن زبان، زبان مادريشان هست بهتر از همه تلفظ ميکنند. مثلا با تلفظ دو کلمه خيلی ساده < گؤزل قيز > (دختر زيبا) به راحتی ميشود فهميد شخصی که اين دو کلمه را تلفظ ميکند زبان مادريش ترکی هست يا نه.

همانطور که قبلا گفته شد در ترکی ۹ حرف صدادار ولی در فارسی ۶ حرف صدادار وجود دارد. حروف صدادار فارسی عبارتند از: آ A <آب، نان>، ا (حمزه) Ə <اسب، سر>، ا (کسره) E <ول، هل> ، او O (ضمه) <پل، شل>، او U <دود، موم>، ای I <شير، چين>. از اين شش صدا سه تايشان عينا با ترکی يکی هست و آنها عبارتند از: ا (حمزه) Ə، ا (کسره) E و او O (ضمه). مثلا تلفظ کلمات هدف، سبب و موز درهر دو زبان عين هم است. تلفظ سه حرف دبگر يعنی آ A ، او U ،و ای I در ترکی و فارسی مشابه هم ولی در عين حال متفاوت هستند. فرق عمده در اين است که اين سه حرف در فارسی کشيده‌تر و کمی درازتر تلفظ ميشوند. چند مثال: باغ، فال، تار، دوش، موم، توت، میز، فيل و ... حرف صدادار اين کلمات در ترکی کوتاه و در فارسی کشيده است. ترکها فکر ميکنند که فارسها باغ را <بااغ> يعنی با دو تا <آ A> و دوش را <دووش> يعنی با دو تا <او U> تلفظ ميکنند. فارسها هم فکر ميکنند که ترکها اين کلمات را کوتاهتر تلفظ ميکنند. تلفظ هر دو قوم درست است منتها هر کدام با قواعد زبان مادری خود تلفظ ميکنند و اينجاست که لهجه به ميدان ميايد.

چند سبب ديگر: در ترکي E يا کسره فقط در هجاي اول ظاهر ميشود (مثل گئت <برو> ، و ائو <خانه>). به خاطر همين قاعده است که صداي آخر کلمات فارسي هفته، بسته و شيره در ترکي به جاي کسره با حمزه <Ə> تلفظ ميشوند چون اين کلمات پس از وارد شدن در ترکي تابع قواعد تلفظ آن زبان شده‌اند.

در ترکي حرف <غ> در اول کلمه نمي‌آيد. از اين رو کلمات عربي دخيل در ترکي که با <غ> شروع ميشوند (مثل غيرت، غلام، غذا، و غربي) تابع قواعد تلفظ ترکي شده و حرف اولشان به جاي <غ> با <ق> (قاف ترکي) تلفظ ميشوند.

بيشتر کلماتي که در فارسي با <ق> شروع ميشوند از ترکي يا عربي وارد شده‌اند. مثل قاشق، قيچي، و قايق که ترکي هستند و قدرت و قانون که عربي هستند. در مورد کلمات عربي مشترک در ترکي و فارسي بايد گفت که ترکها آنها را بر طبق قواعد زبان خودشان تلفظ ميکنند و اما در مورد کلمات ترکي دخيل در فارسي متهم کردن ترکها به تلفظ نادرست کلمات خودشان دور از انصاف است.


 
Bitmeyen Bir Deniz!
02.13.04 (1:43 pm)   [edit]

 


Bitmeyen Bir Deniz!


 


Sevgi he biter mi?


Sevgi bir deniz qaynağı,


Sevgi bir uşaq baxışı


Bir yaprağın titreşimi


Sevgi he biter mi?


 


Sevgi iki defterin arasında


Sevgi bir otobus sırasında


Metro heyecanında


Dicital sitesinde


Bir uşaq baxışında


Bir yapraqda


Bir iekde


Bir nezer deymesinde


Bir mum ışığında


Bir yastıq arasında


Sıraya gelmeyen sorularda


Sevgi he biter mi?


 


Yeter ki ınanasan mene!


Yeter ki ınanasan zne!


Sevgi: Bitmeyen Bir Deniz!


 


 


Ayşın R. Musevi


 


Avqust 2001


London





 
شعر
02.13.04 (1:41 pm)   [edit]
[i][/i][b]دئدیم ای غنچه دوداق کونلومی قان ائیلمیسن
دئدی بیجا یره عشقیمده فغان ائیلمیسن
دئدیم انصاف ائله اینجیتمه منی عا شیقینم
دئدی گئت؛ سرّیمی دونیادا عیان ائیلمیسن
دئدیم آخیر گوزلیم باغ و باهاریم سن سن
دئدی سن عومروین حسرتله خزان ائلمیسن
دئدیم عشقینده اسیرم؛ منه بس خیری نه دیر؟
دئدی اوّلده بو سوداده زیان ائیلمیسن
دئدیم عشق آتشی نئیلر منی؟ قورخان دئیلم
دئدی بیچاره یانارسان نه گومان ائیلمیسن
دئدیم هر گون سنین قلبینده دولا نـماق دیر ایشیم
دئدی واحد نه گوزل یرده مکان ائیلمیسن[/b]

 
آثار باستانی تور
02.13.04 (1:31 pm)   [edit]





 
اورمولو بگ اوغلو
02.13.04 (1:14 pm)   [edit]

اورمولو بگ اوغلو ايلن ساوالى خان قيزى


 


بيرى وار ايدى بيرى يوخ ايدى٫ آللاه دان باشقا هئچ كس يوخ ايدى:


ساوادا ياشايان خانلاردان بيريسينين تك بير قيزى وار ايدى. او قيز قرار قويموشدو هر كس اونون دئدييى سوآلا موناسيب جاواب وئرسه اونا اره گئتسين.


 


چوخلارى گليب او قيزى ايسته ميشديلر اره آلسينلار٫ اونون دئدييى سؤزو آنلاماييب موناسيب جاواب وئرمه ديكلرى اوچون بؤيوك خسارت وئريب گئتميشديلر. بو قيزين تعريفينى اورمو بگى اوغلانلاريندان بيرى ائشيدير. قصد ائدير گئديب او قيزى آلسين. كاسيب پالتارى گئييب كاروانا قوشولوب ساوايا گلير.


اوردا بير توكاندا شاگيرد قالير. بير گون خان قيزينى حاماما گئده نده گؤروب شئعر ايله بو سؤزلرى دئيير:


 


اوغلان:


ساللانيبان گؤزه ل گئدير حاماما


قارا تئللرين ساليب هر يانا


قوينوندا بسله ييب بير جوت شاماما


تئللى خانيم قوناغيوام بو گئجه


آغ ممه لى قوناغيوام بو گئجه


 


قيز:


گئت گئت اوغلان وار ممه نين يييه سى


بورويوب كؤوشنى آتى دوه سى


قاتارا دوزولوب نرى ماده سى


گئت گئت اوغلان بوردا قوناق اولماز


گئت گئت اوغلان بوردا مئهمان اولماز


 


اوغلان:


قاتار دوه لرى قوشدوم كاروانا


قيريليب ناللارى باتيب آل قانا


گئج واخت اولوب  چاتمارام من كاروانا


تئللى گؤزه ل قوناغيوام بو گئجه


آغ ممه لى قوناغيوام بو گئجه


 


قيز:


بير قوش اولوب هاوالاردا اوچارام


قايناغيملا هر دويونو آچارام


نامحرم سن اوغلان٫ سندن قاچارام


گئت گئت اوغلان بوردا قوناق اولماز


گئت گئت اوغلان بوردا مئهمان اولماز


 


اوغلان:


سن ايستييه ن عاشيق گليب اورمودان


آلماس كيپريكلريندن اولوب باغرى قان


آديم محممد رسول٫ عاشيغام اينان


تئللى خانيم قوناغيوام بو گئجه


آغ ممه لى قوناغيوام بو گئجه


 


قيز سون سؤزلرى ائشيدن دن سونرا سوروشور:


 


من عاشيق بوداق آتار


بو داغى او داغ آتار


تورپاقسيز يئرده بيتيب


يارپاقسيز بوداق آتار


 


اوغلان فورا جاواب وئرير:


من عاشيق قيرميزيدى


كؤينه ييم قيرميزى دى


او جور كى سن دئدين


او مارال بوينوزودو


 


قيز شئعر ايله دئيير:


بير يانيم دريادير٫ بير يانيم بوستان


گل ائويميزه٫ ممه لريمدن آسلان


تئز گل اوغلان٫ گئجه اول منه مئهمان


سندن سونرا منه قوناق ياراماز


سندن سونرا كيمسه منى آلماز


 


سونرا تئكرار ائدير:


من راضييام٫ گل آتامدان ايجازه آل. اوغلان آتاسيندان ايجازه آلير٫ يئددى گون يئددى گئجه توى ائديب اورمييه لى بگ اوغلو ساوالى خان قيزينى اورمييه يه آپارير.


 


يئديلر ايچديلر مورادلارينا يئتيشديلر٫ سيز ده يئييب ايچيب مورادينيزا چاتين.


 


بو ناغيل ١٣٢٦ نجى ايلده ساوالى بير شخصين يازيسيندان ايقتيباس اولونموشدور. (آذرى فولكلور صحيفه لرى٫ توپلايان دكتر س. جاويد. ارديبهشت-خرداد ١٣٦٠ ٫ سايى ٧-٦ )



 
سرگذشت يك كتاب/ بž
02.13.04 (1:12 pm)   [edit]












 












خبرهای فرهنگی و هنری




سرگذشت يك كتاب/ بررسی پيشينه زبان ترکی

يك مدرس دانشگاه مدعي شد: بيش از يكهزار سنگ‌نبشته و كتيبه به گويش‌هاي مختلف تركي باستان در زيرزمين موزه ملي ايران و مكان‌هاي ديگر پنهان است

نشر زوفا در شهريورماه سال 80 كتابي را با نام آذربايجان و هويت كه مؤلف آن اميد نيايش عنوان شده بود، منتشر كرد. موضوع كتاب، بررسي پيشينه‌ي زبان تركي در ايران است كه در چند بخش زبان تركي باستان، زبان تاتاري باستان،و آذربايجان و زبانها، به بررسي اين مساله مي‌پردازد.
اما نكته‌ي مورد تامل در اين كتاب، موضوع ادعايي است كه حسين محمدزاده‌ي صديق، استاد زبان و ادبيات تركي و فارسي دانشگاه تهران و نويسنده‌ي مقدمه در اين اثر مطرح كرده است. در گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، به بررسي اين مدعيات پرداخته شده است.
نويسنده در مقدمه كتاب آورده است: بازي باستان‌شناسي در ايران، بيش از هفتاد سال است كه براي مخفي نگاه داشتن حضور و نقش ترك‌تباران ايراني در اين كشور به هر كس و ناكسي تعليم داده مي‌شود.
محمدزاده‌ي صديق براي اين امر دلايلي را مطرح كرده و مي‌نويسد: شايد به خاطر اين است كه فرزندان فرهنگينه‌ي اين مرز و بوم ندانند كه ميراثدار الواح گلي و سنگي هفت‌هزار ساله‌ي تركي سومري هستند يا شايد به خاطر اينكه آثار فرهنگي سنگ نبشته‌هاي گوئي تورك و چرم نبشته‌هاي اويغوري از تاريخ ايران زدوده شود و يا اينكه نسل‌هاي آينده با زبان تركي، اين اصيل‌ترين زبان ايراني بيگانه بمانند و بسياري شايدهاي ديگر را كه در تاريخ ايران ريشه‌دوانيده است به يادمان آورد.
نويسنده در اين مقدمه آورده است: ايادي استعمار مراقب بودند كه در بازي باستان شناسي مبادا از زبان و فرهنگ اصيل تركي ملت ايران سخني به ميان آيد و هر كتيبه و نشانه‌اي از اين زبان و فرهنگ اصلي ملت ايران به دست مي‌آوردند، يا نابود مي‌كردند يا به زيرزمين موزه‌ي ايران باستان مي‌فرستادند؛ چنانكه اكنون بيش از يك هزار سنگ نبشته و كتيبه به گويش‌هاي مختلف تركي باستان در اين زيرزمين و مكانهاي ديگر موجود است و تاكنون قرائت و منتشر نشده است.
محمدزاده‌ي صديق همچنين در گفت و گويي با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) درباره‌ي دلايل خود براي طرح اين موضوع و ادعاي وجود چنين كتيبه‌ها و سنگ‌نبشته‌هايي در زيرزمين موزه‌ي ايران باستان، گفت: ترك‌ستيزي در ايران، در رژيم پهلوي، يك امر عادي بود؛ به طوريكه از كتابخانه‌ها، نسخ خطي تركي را يا بيرون مي‌كردند يا معدوم. حتا كتابسوزي تركي در رژيم شاه هر سال انجام مي‌شد. مثلا قبلا در ميدان صائب تبريز يكي از كتاب‌هاي تركي را آتش مي‌زدند يا كتيبه‌ها و يافته‌هاي ايراني تركي را نيز يا مفقود مي‌كردند و يا قرائت آنها را مسكوت مي‌گذاشتند و به اين طريق آنها هيچگاه مطرح نمي‌شدند.
او ادامه داد: من در مقدمه‌ي اين كتاب و نيز كتاب يادمانهاي تركي باستان بعضي كتيبه‌ها را معرفي كرده‌ام كه هنوز در زيرزمين موزه‌ي ملي ايران مهجور و متروك مانده و اغلب به خط الفباي كهن تركي سومري، اويغوري و اورخوني نوشته شده‌اند.
صديق معتقد است: متاسفانه در ايران در رشته‌هاي باستان شناسي، الفباهاي كهن آموزش داده مي‌شود؛ اما الفباهاي كهن تركي ايراني آموزش داده نمي‌شود.
اين استاد دانشگاه در پاسخ به پرسش خبرنگار ايسنا مبني بر داشتن اسنادي براي اين ادعا، پاسخ ‌داد: من خود كتيبه‌ها را ديده و برخي از آنها را در مقدمه معرفي كرده‌ام؛ همچنين عكس آنها را دارم. ضمن آنكه دسترسي به آن كتيبه‌ها آسان است و عكس‌هايش نزد من موجود است. اينها چيز پنهاني نيست. آن پنجاه و سه كتيبه‌اي كه مي‌گويند ادعاست را شايد كمتر كشوري در دنيا نشناسد. اين كتيبه‌ها بارها به زبانهاي متعدد از جمله انگليسي، روسي، فرانسوي و خود زبان تركي معاصر ترجمه و چاپ شده است؛ ولي چون در ايران معرفي نشده‌اند، وقتي از آنها سخن به ميان مي‌آيد، چنين است كه گويا ادعاهايي بي پشتوانه است.
وي در پاسخ به اين پرسش كه اگر سازمان ميراث فرهنگي كشور به وجود چنين سنگ نبشته‌هايي آگاه است، چه دليلي براي بي‌توجهي وجود دارد، پاسخ ‌داد: علت بي‌توجهي، در سياست كلي سازمان ميراث فرهنگي است كه متاسفانه عنايت به گويش‌هاي بومي و زبانهاي غيرفارسي ندارد و ترسش از اين است كه گويا توجه به اين مسائل، به وحدت ملي ما لطمه خواهد زد. به همين دليل، مساله را مسكوت مي‌گذارد. اين سياستي بود كه در رژيم پهلوي پايه‌گذاري شد؛ ولي هنوز هم سازمان ميراث فرهنگي اسير چنين سياستي است.
حسن‌زاده‌ي صديق افزود: چطور ممكن است ميليونها نفر از مردم ترك زبان فاقد آثار مكتوب فرهنگي باشند؟ چنين چيزي پذيرفتني نيست. متاسفانه سازمان ميراث فرهنگي در مناطق ترك نشين از پيشينه و زبان تركي حرفي نزده و اگر هم خواسته بزند، چنين وانمود كرده كه گويا مثلا در دوره‌ي مغول در قرن هشتم يا نهم، گروهي از تركان آمده‌اند و اين زبان را در ايران رايج كرده‌اند و بعد رفته‌اند و نابود شده‌اند. عيب از نوع نگرش است و ماداميكه نگرش آقايان تغيير نكند و نگاهشان علمي و منطقي نباشد و اسير احساسات نژادپرستانه‌ي باستاني و قبيله‌اي و ناسيوناليسم كور و قوميت گراي فارسي هستند، در اين مملكت، سخن گفتن از تركي، نوعي كفر و ارتداد به حساب مي‌آيد.
او در پايان اضافه ‌كرد: مطرح كردن ويژگيهاي فرهنگي مردمي در ايران، باعث استحكام وحدت ملي ما خواهد شد؛ نه اينكه باعث گسست شود تا جوانان ما ناچار شوند بروند به مانيتورهاي آمريكايي چشم بدوزند و زبان مادري‌شان را از آنجا ياد بگيرند.
اما مدير تالار موزه‌ي ملي باستان، در اين باره نظر ديگري ارايه داد. وي به كتاب يادمانهاي تركي باستان اشاره ‌كرد و به خبرنگار ايسنا گفت: من قبلا جوابيه‌اي براي دفتر آقاي بهشتي، رييس سازمان ميراث فرهنگي كشور در اين باره ارسال كرده‌ام و پاسخ خود را رسما اعلام كرده‌ام. البته چون يك مساله‌ي اداري بود، پاسخ دادم؛ وگرنه من هرگز به ادعاهايي كه اينچنين مطرح مي‌شوند و پان‌تركيسم هستند، پاسخ نمي‌دهم. از نظر من تركي نه زبان است، نه قوم و نه مليت و اينها ادعاهايي است كه بيهوده راه انداخته‌اند و من هم به آن نامه چون اداري بود، پاسخ دادم؛ نه اينكه من براي اين ادعاها احترامي قائل باشم.
وي ‌افزود: يكسري آدم‌هايي بوده‌اند كه آمده‌اند در منطقه‌ي ايران و از نظر من هم هيچ سابقه‌ي تمدن و فرهنگي ندارند. به هر حال تركاني كه در اين سرزمين هستند، ربطي به ساير اقوام مهاجر هم ندارند. اين سرزمين متعلق به هيتي‌ها بوده و اينها آمده‌اند خود را به هيتي‌ها و سومري‌ها چسبانده‌اند و تاريخ را جعل كرده‌اند.
اين زبان هم مجموعه‌اي از لغات زبانهاي عربي اروپايي و فارسي است؛ مثل زبان اردو. اين پاسخ من به همان كتاب يادمان‌هاي تركي است و نويسنده در كتاب آذربايجان و هويت هم دوباره همان ادعاها را تكرار كرده است.
اما علي‌اصغر رمضانپور ـ معاون فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ـ در نشستي مطبوعاتي در پاسخ به پرسش خبرنگار ايسنا درباره‌ي اين كتاب و اين سوال كه آيا در بحث مميزي، وزارت ارشاد فقط مصالح سياسي را در نظر مي‌گيرد يا به موارد هويتي و ملي هم توجهي مي‌شود، گفت: شما اگر درباره‌ي مفاهيمي مثل مصالح ملي به صورت كشدار صحبت كنيد، مشكلي نيست؛ اما نظام نظارت و بررسي ما بر روي كتاب، منحصرا بر روي مواردي است كه قانون آنها را منع كرده و به آنها نظارت دارد.
وي در ادامه گفت: من اين كتاب را نخوانده‌ام، ولي مي‌توانم مثالي بياورم؛ ما كتاب تاريخ طبري را داريم كه امروز هر كس بخواهد مثلا درباره‌ي تاريخ زمان طبري پژوهش كند، اين كتاب منبع خوبي برايش است و از آن بي‌نياز نيست . تمام كسانيكه در شرق و مسائل مربوط به آن پژوهش كرده‌اند، طبري را آدم بزرگي مي‌دانند. حسن بزرگي كه طبري داشته، اين بوده كه نقل قول‌هاي متناقض و شواهد متعددي براي هنر آورده است. اين به معناي آن است كه ما بايد اين اجازه را بدهيم كه كساني مثل مؤلفان يا نويسندگان، با ديدگاههاي مختلف، نظرهاي خود را ارايه كنند. البته به جز مواردي كه قانون آنها را منع كرده است.
وي افزود: من فكر مي‌كنم بيشتر بايد نگران اين باشيم كه نظام نقدي وجود ندارد كه فضاي نقد شكل بگيرد. ولي درنهايت، معيار ما تشخيص همان هياتي است كه براساس قانون موارد را تعيين مي‌كند و ما هم به لحاظ قانوني ملزم به رعايت آن نظر هستيم. ولي در اين مورد خاص بهترين راه اين است كه يادداشتي براي مدير كل مراكز و روابط فرهنگي ارشاد بفرستيد.
اين در حالي است كه پيگيريهاي خبرنگار ايسنا از دفتر مديركل مراكز و روابط فرهنگي وزارت ارشاد به نتيجه‌اي نرسيد و پاسخي نگرفت.


14 Apr 2003






 
نگاهي مختصر به تا
02.13.04 (1:09 pm)   [edit]


 


نگاهي مختصر به تاريخ و فرهنگ قديم تركان


((1))


گزينش و تلخيص از: سيروس اوجاقي


 


 


تركها يكي از قديميترين اقوام موجود دنيا بوده و قدمت تاريخشان به چهار هزار سال مي رسد.آنها در آسيا،اروپا و آفريقا و ديگر نقاط جهان پراكنده بوده و تمدنها و حكومتهاي مختلفي را بر پا نمودند.آنها پس از پذيرش دين اسلام نيز دول اسلامي زيادي ايجاد نموده و در اعتلاي دين اسلام گامهاي بزرگ و مؤثري برداشتند، بطوريكه به آنها لقب شمشير اسلام نيز داده اند 0


در باره تاريخ قديم تركان در منابع چيني و بيزانس اطلاعات زيادي وجود داشته و در منابع اسلامي نيز پس از روي آوردن تركها به اسلام اطلاعاتي داده مي شود. برخي از محققين اروپايي نيز در اين باره تحقيقاتي نموده و آثار با ارزشي از خود بر جاي گذاشته اند.از آنجمله عالم مشهور روس بارتولد نتيجه تحقيقات خود را در سال 1927 به دعوت دولت تركيه بصورت درسهايي در باره آسياي مركزي و تاريخ تركها بمدت يكسال در دانشگاه استانبول تدريس نمود كه بعد مجموعه اين درسها بصورت كتابي بزبان تركي با گرافيك عربي به چاپ رسيد 0


در سال 1969 در ايام امپراطوري فرانسه، آكادميسين نامدار فرانسه رنه گروسه در رابطه با تاريخ تركان تحقيقاتي بعمل آورد. در تركيه و شوروي سابق نيز در سالهاي اخير متخصصين زبان و ادبيات تركي، منابع در دست موجود را مورد تدقيق قرار داده و آثار با ارزشي ارايه نمودند.در حال حاضر، در بسياري از كشورهاي مترقي دنيا، توركولوژي بعنوان يك رشته علمي در دانشگاهها ايجاد گرديده و در آنان زبان و ادبيات و هنر و تاريخ تركها مورد تحقيق و مطالعه قرار ميگيرد0


در كشور ما با اينكه تركها هزاران سال حكومت كرده و در راه استقلال آن جانفشانيهاي زيادي از خود نشان دادند، لاكن در دوره رژيم پهلوي بواسطه پيشبرد سياستهاي شوونيستي افراطي، زبان و ادبيات تركها انكار و ممنوع گرديده و بخشهاي مهم تاريخ آنان از كتب حذف گرديدند.بهمين جهت، هموطنان ما فاقد اطلاعات درست در رابطه با تاريخ تركها بوده و آن ميزان اطلاعات كم نيز در كل تحريف شده مي باشند0


از اين رو، وظيفه ماست كه اين خلع را پر كرده و با اصلاح اطلاعات نادرست، زمينه هاي تحقيقات علمي را براي نسلهاي آتي فراهم آوريم0


 


در مورد سرزمين مادري تركها تحقيقات زيادي صورت گرفته است و طبق نظر تأييد شده، سرزمين مادري آنان دشتهاي حوالي كوههاي اورال-آلتاي در منطقه آسياي مركزي بوده و از آنجا به نقاط ديگر پراكنده شده اند و بايد اضافه نمود كه علت اين مهاجرتها بيشتر در ازدياد جمعيت و كمبود مراتع بوده است0


بنا به تحقيقات اخير باستان شناسي دو محقق روس بنامهاي كيسلف ((Kiselev )) و چرنيكف (ernikov ))) اين نظر بيان گرديده است كه آثار يافت شده در غرب كوههاي آلتاي در منطقه مينوسينك ((2500-1700 سال قبل از ميلاد)) موسوم به فرهنگ آفاني سيف و فرهنگ رشد يافته از آن موسوم به فرهنگ آندرونوف ((1700-1200 سال قبل از ميلاد))، منسوب به اجداد تركها بوده و آنان از دوره سنگ به اين طرف در جنوب غربي كوههاي آلتاي يعني دشتهاي مينوسينك، تووا، آباقان ساكن بوده اند0


اجداد تركها در سالهاي 1700 قبل ازميلاد در اطراف كوههاي آلتاي و تانري ((تيانشان)) حاكم بوده اند. بخشي از آنان از راه قزاقستان به ماوراء النهر آمده و در آنجا با اقوام آريايي و اورال تماس حاصل نموده اند. در نتيجه اين ارتباطات، زبان آنان نيز با يكديگر در تماس قرار گرفته و كلمات زيادي را از زبانهاي همديگر بعاريت گرفته اند.((1500 قبل ازميلاد)). قسمي از تركهاي قديم از سرزمين مادري خود جدا شده و به شمال غربي چين به دشتهاي قانسو و اوردوس كوچيده اند0 بخشي ديگر نيز با گذر از رود ايتيل (( ولگا)) در دشتهاي شمال درياي سياه مسكن گزيده اند. اين جداييها با گذشت زمان بر زبان آنان نيز تأثير گذاشته و موجب بوجود آمدن گويشهاي مختلفي گرديده است0


ابتدا گويشهاي موسوم به ي و س پديد آمدند. گويشهاي با حرف س در اول كلمه متعلق به ياقوتها و چوواشها و گويشهاي با حرف ي در اول كلمه متعلق به ديگر ترك زبانها بوده است0 پس از آن تفاوت در ر و ز حاصل آمده و درميان تركهاي ساكن شرق صداي ز و تركهاي كوچيده به غرب (( مثل اوغورها، چوواشها و بلغارها)) حرف ر غالب گرديده است0


بخشي از تركهاي به غرب رفته با اسكيتها (( ساكا)) مشتركا زندگي كرده و گروه غالب در ميان آنان را تشكيل ميدادند. ((Togan, Laufer, Triedler , Minns ))0


تركها هزار سال قبل ازميلاد براي نخستين بار به هندوستان به منطقه هند- پنجاب كوچيده اند0


مهاجرت پس از ميلاد تركها در تاريخ ثبت گرديده است. بعنوان مثال، مهاجرت هونها به دشتهاي جنوب قزاقستان و تركستان در منطقه اورخون، در اواخر قرن اول ميلادي صورت گرفته و همينطور مهاجرت هونها به اروپا در 375 ميلادي و مهاجرت هونهاي سفيد ((افتاليت يا هياطله)) به افغانستان و هندوستان در 350 ميلادي بوده است. مهاجرت اوغورها (( برادر اوغوزها)) از جنوب غربي سيبري به جنوب روسيه در 65-461 ميلادي صورت گرفته و اوغوزها در قرن 10 ميلادي از منطقه اورخون به كناره هاي رود سيحون آمده و سپس از طريق ماوراء النهر وارد ايران و آناطولي شده اند0


تركهاي آوار در نيمه قرن ششم از تركستان غربي به اروپا مهاجرت نموده و تركهاي بلغار در 668 ميلادي از شمال درياي سياه به بالكان و كناره هاي رود ولگا كوچيده اند. باز، تركهاي سابار در نيمه قرن پنجم ميلادي از شمال آرال به قفقاز كوچيده و در 830 پس از ميلاد بهمراه يك از دسته از مجارها از شمال قفقاز به اروپاي مركزي رفته اند0


تركهاي په چه نك و كومان (( قيپچاق)) و اوزها (( شاخه اي از اوغوزها)) در قرون 11-9 ميلادي از شمال درياي خزر به شرق اروپا و بالكان رفته و تركهاي اويغور پس از 840 سال يعني پس از انقراض حكومتشان، از منطقه اورخون به آسيا مهاجرت نموده اند0


از ميان مهاجرتهاي نامبرده شده فوق، مهاجرت هونها و اوغوزها از اهميت زيادي برخوردار بوده و آنان در مناطق دوردست حكومتهاي قدرتمندي را ايجاد نمودند0


مهاجرت تركها عمدتا در دوشكل فتوحات و نفوذ تدريجي بوده است و بايد گفت كه در اين مهاجرتها، خشكسالي، افزايش جمعيت، كمبود مراتع و عوامل اقتصادي- اجتماعي نقش بسيار برجسته اي داشته اند0


اما اين مهاجرتها هميشه به آساني صورت نگرفته اند. تركها در اثناي مهاجرتهاي خود با سختيها و ناملايمات و حتي جنگهايي روبرو گر ديده و همواره در شرايط مرگ و زندگي بوده اند0


برخي اوقات، تركها مورد هجوم بيگانگان و يا ديگر اقوام ترك قرار گرفته و مهاجرت را بر زندگي اسارت بار ترجيح داده و لاجرم ديار خود را ترك نموده اند0


اساسا در رابطه با اين مهاجرتها و پراكندگيها بايد گفت كه تركهاي ساكن دشتها ، يا جنگلها و يا مناطق گرمسير و مرطوب و يا تركهايي كه با ديگر اقوام زندگي ميكرده اند، تحت تأثير محيط و شرايط قرار گرفته و اين امر موجبات تفاوتهايي را در ميان آنان باعث گرديده است، مثل تاپقاچهاي قرن 6-5 ساكن چين، هونهاي ساكن اروپا، بلغارهاي ساكن بالكان، خلجهاي ساكن شمال هندوستان و غيره0


در حال حاضر، اقوام ترك زبان از بالكان گرفته تا اقيانوس كبير، از مناطق سردسير شمال تا تبت در منطقه اي وسيع ساكن مي باشند. آنان در تركيه، تركستان غربي و شرقي، آذربايجان، تركمنستان، تاتارستان، باشقيرستان، چوواشستان، ياقوتستان، كوههاي آلتاي، ايالتهاي آلتاي ، جاقاس و تووا واقع در حوالي درياچه بايكال، اكثريت تركيب جمعيت را تشكيل داده، ضمن اينكه در يوگسلاوي، لهستان، روماني، بلغارستان، عراق(( كركوك)) ، سوريه، افغانستان، قبرس و نقاط مختلف ايران نيز ساكن مي باشند0


نام ترك. نام ترك در منابع قديمي به صورتهاي مختلفي قيد گرديده است (( نزد هرودت بصورت تارگيتا، در منابع هندي بصورت توروخا، و در منابع چيني بصورت توكوئه )) 0


معاني مختلفي چون توليد مثل، قوت و نيرو و با نظم براي كلمه ترك بيان گرديده است. چنين بنظر مي رسد كه نام ترك، نام قبيله خانواده آشينا (( به معناي گرگ دشت هم آمده است)) بعنوان بنيانگذار و رهبر دولت گؤك ترك (( 552 ميلادي)) بوده و پس از آن به تمام آن ملت و كساني كه به آن زبان تكلم ميكردند اطلاق گرديده است 0


نژاد تركها. تركها از نژاد سفيد و شاخه توران بشمار آمده، داراي ريشي كوتاه، صورتي گرد و چشم بادامي بوده اند، در حاليكه مغولها ريشي بلند داشته اند. براي تصوير كردن قيافه تركهاي قديم لازم است كه به مجسمه يافت شده شاهزاده گؤك ترك بنام گول تكين واقع در كنار مقبره او در كنار رود اورخون و يا به تصوير او نظري انداخته شود. باستان شناسان شوروي انسانهاي آندرونوفي را كه در حوالي دهكده آندرونف يافتند ، با خصوصيات آنتروپولوژيكي تركهاي قديم (( ريش كوتاه، موهاي مجعد، صورتي گرد و كمي بيضي شكل، قدي متوسط((167 سانتيمتر)) و چشمان بادامي)) يكي ميدانند0


 



 
ترك ها در زمانهاي
02.13.04 (1:08 pm)   [edit]

تركهاي قديم


الف- هونها


 


در باره هونها تحقيقات و بحثهاي زيادي صورت گرفته و برخي مؤلفين آنان را مغول و يا اختلاطي از مغولها و تركها عنوان نموده اند. اما در نتيجه تحقيقات بعدي، ترك بودن آنان به اثبات رسيده است0


ج. ماركوارت (( J.Marquart-1930 ))، او. فرانك (( O.Frank-1930 ))، نمت (( Nemet-1930 ))، رنه گروسه (( R.Grousset- 1941 ))، ابرهارد (( Eberhard-1942 ))، كلوزن (( Clausen -1960 )) و ديگران، با در نظر گرفتن زبان و عرف و عادات هونها، آنان را از شمار تركها به حساب آورده اند. طبقه حاكم اين قوم بخود هون ويا خون گفته اند.(( در زبانهاي تركي قديم، هون به معناي خلق و ملت بوده است، بطوريكه امروز هم در ميان مردم اصطلاح ايل- گون شنيده مي شود)). هونها به سه قسمت تقسيم ميگردند: هونهاي آسيايي، هونهاي اروپايي و هونهاي سفيد (( يا افتاليتها))0


هونهاي آسيايي. مركز اصلي سكونت هونها، در مغولستان امروزي در حوالي رود اورخون- سلنگا و منطقه اوتوكن و مابين قاراقوم و اوردوس (( مغولستان مركزي)) بوده است. تاريخ مكتوب هونها در 315 قبل ازميلاد، بدنبال انعقاد معاهده با چين آغاز ميگردد. آنان در اين ايام اقدام به تشكيل دولت نموده و تدريجا قدرتمند ميگردند و دولت همسايه آنان چين نيز براي جلوگيري از نفوذ آنان به ايجاد ديوار معروف چين (( 214 قبل ازميلاد)) مبادرت مي ورزد. اين ديوار 15 متر ارتفاع، 9 متر عرض و 1845 كيلومتر درازا داشته و در 75 كيلومتري پكن واقع مي باشد0


209 سال قبل ازميلاد، مته خان يا موتون بجاي پدرش تومان يا تومن نشسته و خود را امپراطور ((تانهو)) اعلام ميكند. مته خان شمال چين را اشغال نموده و چيني ها را وادار به پرداخت ماليات نموده و با يك شاهزاده چيني ازدواج ميكند. مته خان از درياچه بايكال گرفته تا نهر ايرتيش و همه دشتهاي شمال سيبري را تصرف نموده و همه اقوام ترك را زير پرچم خود متحد مي سازد. در اين ايام، مغولها، تونقوزها و تبتي ها تابع هونها ميگردند. دولت هون متكي بر ارتش بود و ارتش طبق نظم دهگانه به مركز وابسته بود0


اساس اقتصاد دولت هون را تربيت اسب عبارت ساخته و ملت و يا خلق هون از اجتماع طوايف و قبايل مختلف تشكيل ميگرديد. قبايل از اجتماع خانواده ها بوجود آمده و اساس خانواده ها بر خويشاوندي خوني بوده و به شيوه پدرسالاري اداره ميگرديد0


در ساختار دولتي هونها مجلسي متشكل از جناح راست و چپ وجود داشت كه در رأس يكي از اين جناحها شاهزاده اي دانشمند (( بيلگه ايليگ )) قرار داشت0


174 سال قبل از ميلاد، مته خان وفات كرده و پسرش كيوك (( Kiok )) يا گيوك ((174-160)) جانشين او ميگردد. او هم مانند پدرش قدرتمند بود. وي به چين هجوم آورده، پايتخت آن را تصرف كرده و پس از صلح با چين با يكي از شاهزاده هاي چين ازدواج ميكند0


پس از كيوك، كون چين امپراطور شده و در ايام حكومت او دولت تضعيف مي گردد. چينيها پس ار معاهده 315 قبل از ميلاد، شروع به يادگيري تاكتيكهاي جنگي هونها و تشكيل گروههاي سواره مي نمايند. چيني ها به بهانه تأمين امنيت جاده ابريشم با 140 هزار سواره به هونها هجوم آورده و آنان را از اوردوس به منطقه اورخون وادار به عقب نشيني مينمايند.(( 117-127 قبل ازميلاد)). پس از آن، با گذشت زمان ثروت و مناطق آباد هونها (( كوههاي تانري، جونگاريا، تورفان، ياركند و كوچه)) بدست چينيها افتاده و دولت هون براي رهايي خود از وضعيت بد مالي خواهان تحت الحمايه قرار گرفتن چين ميگردد. در اين ايام، برادر جوخان امپراطور چي- چي با اين تصميم به مخالفت بر خاسته و دولت هون بدين ترتيب دو قسمت ميگردد: در شمال دولت مستقل چي- چي و در جنوب دولت تحت الحمايه چين.(( 55-54 قبل از ميلاد)) 0


چي- چي در 51 قبل از ميلاد به غرب و شمال هجوم آورده و امپراطوري خود را تا آسياي ميانه و تركستان وسعت ميبخشد. لاكن، در 36 قبل از ميلاد مورد هجوم چيني ها قرار گرفته و به همراه خانواده اش جان مي سپارد0


18 سال پس از ميلاد، هونها تحت امپراطوري يو دست به قيام زده و با چيني ها به جنگ استقلال طلبانه برخاسته و دوباره بر منطقه منچوري تا كاشغر حاكم ميگردند. اما پس از درگذشت يو (( 46 ميلادي)) اختلافات دروني شدت گرفت، در عين حال قحطي و گرسنگي نيز اوضاع را دشوارتر مينمايد. در اين ايام، امپراطور هونهاي شمالي پي و هونهاي جنوبي عموي او پونو بود(( 48 ميلادي)). هون شمالي شامل مغولستان بوده و از استقلال برخوردار بود، اما هون جنوبي به چين وابسته بود0


هونهاي شمالي در 91-73 ميلادي از چيني ها شكست خورده و اجبارا بطرف غرب مهاجرت مي نمايند. شورشهاي داخلي وضع هونهاي جنوب را دشوار نموده و سرانجام در سال 216 از جانب دولت چين منطقه آنان به پنج ايالت تقسيم شده و بر سر هر ايالت يك چيني را بعنوان فرمانده قرار ميدهند0


هونهاي غرب و يا اروپايي. هونهاي اروپايي فرزندان هونهاي آسيايي بشمار مي آيند. آنان در 350 ميلادي بطرف غرب مهاجرت كرده و ابتدا منطقه آلان (( بين درياي خزر و آرال)) را تصرف نموده و سپس در سالهاي 365- 355 از شمال درياي خزر گذر كرده به حوالي رود ولگا و شمال درياي سياه مي آيند. آنان گوتهاي شرقي (( Got )) را شكست داده و گوتهاي غربي را وادار به عقب نشيني مي نمايند. از اين تاريخ به بعد، مهاجرتهاي بزرگ در اروپا آغاز ميگردد0


هونهاي غرب در سال 378 به سركردگي بالامير (( باش بوغ)) و بهمراه تابعين آنان آلانها، گوتها و تايفالهاي ژرمن از رود دانوب گذشته وتا تراكيا پيشروي مي نمايند. بخش شرقي هونها پس از وارد گرديدن به تراكيا تحت رهبري باسيق و قورسيق از راه قفقاز به آناطولي وارد شده و پس از تصرف يكي يكي شهرها تا سوريه پيشروي مي نمايند(( سال 395)). اين، نخستين ورود تركها به آناطولي مي باشد0


 


 


در سال 400 ميلادي، سركرده هون غربي و پسر يا نوه بالامير اولدوز خان، اروپا را تحت فشار قرار داده و بنيان سياست هونها را پي مي ريزند. سياست هونها مبتني بر تحت فشار قرار دادن بيزانسها و دوستي با روميها بود. زيرا كه روميها همانند هونها از جانب دشمنشان يعني ژرمنها همواره تحت فشار بوده و مورد غارت قرار ميگرفتند. از سوي ديگر، زماني كه زاداگس به روميها حمله آورد، اين اولدوز خان بود كه سرزمين روم را نجات داده و راداگس را دستگير و اعدام نمود (( 406 ميلادي)). در 410 ميلادي اولدوز خان فوت نموده و بجاي او قاراتون يا قارادون (( عباي سياه)) امپراطور ميگردد. قاراتون بيشتر با مسايل شرق مشغول گرديد0


در سال 422 ميلادي روآ امپراطور هونها ميگردد. روآ داراي سه برادر بود: مونجوق يا مينجيق، آيبارس و اوكتار. مونجوق پدر آتيلا بود و چون زود درگذشت، دو برادر ديگر هر يك فرماندهي يك جناح را بر عهده گرفتند0


روآ در همان سال تحريكات بيزانسها را در سرزمين هونها مورد بهانه قرار داده بدانان هجوم آورده و آنان را مجبور به پرداخت ماليات نمود. روآ در سال 434 در گذشت و بجاي او آتيلا امپراطور گرديد. آتيلا در اين زمان 40 سال داشته و در امور مملكتداري و جنگي شخص بسيار مجرب و با قابليتي بود. در آغاز او به همراه برادرش بلدا (( Bleda )) مملكت را اداره مي نمود. اما بتدريج آتيلا تمام كارها را بدست خود گرفت. عموهاي او آيبارس جناح شرق و اوكتار جناح غرب را هدايت مي نمودند. بلدا در سال 445 وفات نموده و آتيلا امپراطور بدون رقيب گرديد0


در سال 434 آتيلا با نماينده بيزانس در شمال رود دانوب در كنستانتين معاهده صلح امضاء نمود (( معاهده كنستانتين)). بر اساس اين معاهده، ميزان ماليات بيزانسها دوبرابر شده و سطح تجارت بين آنان محدود گرديد. دولت بيزانس متعهد گرديد كه فراريان هون را نپذيرد. در اين ايام اقوام زير تابع آتيلا بودند: ژرمنها، اسلاوها، آلانها، سارماتها، فين و اوغورها و همچنين اقوام ترك هونها، پئش اوغور، آلتي اوغور، اون اوغور، شاراغور، آكاتمير، سابارها، كه تقريبا 45 قوم مختلف زير فرمان آتيلا زندگي ميكردند0


مهاجرت اقوام مختلف به روم، فشارها و تاراجها كه به عصيان توده مردم انجاميد، موجب شد كه دولت روم از هونها كمك بطلبد. هونها در امور داخلي روم دخالت كرده و عصيانها را فرو نشاندند0 منجمله بورگوندها به سركردگي پادشاه خود گونديكار وقتي به بلژيك حمله نمودند، هونها را در مقابل خود ديدند. در اين نبرد، اوكتار در رأس ارتش هونها قرار داشت. بورگوند بهمراه 20 هزار نفر از سپاهيان خود كشته شده و اين جنگ پس از آن همواره موضوع داستان افسانه ملي آلمانيها بنام نيبه لونگن (( Niebelungen )) گرديد0


در 441 ميلادي، آتيلا بعلت عدم رعايت معاهده كونستانتين از جانب بيزانسها قصد رفتن به تراكيا را داشت كه اين امر با وساطت دولت روم متوقف گرديد. بنا به نوشته تاريخ نويس بيزانس پريسكوسون، شمشير گم شده آرش خداي جنگ توسط يك چوپان هون پيدا شده و او هم آنرا به آتيلا داده است. بهمين جهت هيچ نيرويي ياراي مقاومت در برابر او را نداشته و بنا به نوشته اين مؤلف، در اين ايام تمامي ژرمنها تابع آتيلا بوده و در ياي شمال تا ساحل مانش تحت حكومت هونها قرار داشت0


در سال 447 ميلادي، از آن جهت كه امپراطوري بيزانس به فراريان دولت هون پناه داده و همچنين از پرداخت ماليات خودداري نموده بود، آتيلا سفر دوم خود را بسوي پايتخت بيزانسها آغاز نموده و در مدت زمان كوتاهي آنجا را محاصره نمود. كشيش آناطوليوس از جانب امپراطوري بيزانس حامل پيشنهاد صلح گرديد، (( صلح آناطوليوس)) كه بموجب آن ميزان ماليات سه برابر شده و علاوه بر آن بخش مهمي از خاكهاي بيزانس واقع در جنوب رود دانوب به هونها واگذار گرديد و همچنين امپراطوري بيزانس مؤظف به پرداخت شش هزار پوند طلا و جبران خسارتهاي جنگ گرديد. اما براي تئودوزيوس امپراطور بيزانس پرداخت 2100 پوند طلا ممكن نبود، از اين رو وي نقشه ترور آتيلا را كشيده و با مأمور كردن بيگيلان براي انجام اين كار، وي را به همراه هيأتي كه پريكوسون تاريخ نويس نيز در ميان آن بود به نزد آتيلا فرستاد. اما آتيلا توسط اده كون (( Edekon )) كه اين هيأت را همراهي ميكرد از توطئه امپراطور مطلع گرديده و بيگيلان را در يك محاكمه علني وادار به اعتراف نمود0


آتيلا به هيچيك از نمايندگان جزا نداده ولي نامه تحقير آميزي خطاب به امپراطور بيزانس نوشت. در اين نامه چنين آمده است:


تئودوزيوس هم مانند آتيلا فرزند يك اصيل زاده است. آتيلا اصالت گرفته از پدر خود مونجوق را حفظ نموده، ولي تئودوزيوس خراجگزار آتيلا شده و به نوكري او درآمد. تئودوزيوس حتي افتخار نوكري آتيلا را هم نتوانست نگه دارد. زيرا كه قصد جان ارباب خود آتيلا را نمود. 0


امپراطور جهت عذر خواهي از آتيلا بلافاصله هيأتي را ارسال نمود. اين هيأت به مركز مجارستان پايخت آتيلا آمده و آتيلا را بطور غير قابل انتظاري ساكت يافتند و اين زماني بود كه آتيلا سياست خود را تغيير داده و قصد حمله به روم را داشت0


در سال 425 ميلادي، خواهر امپراطور روم هونوريا انگشتري به نشانه نامزدي به آتيلا فرستاده بود0 آتيلا شرط قبول اين نامزدي را منوط به واگذاري نيمي از امپراطوري و يا شركت در اداره امپراطوري نمود. اما امپراطور روم والنتينيانوس و سر فرمانده او اتيوس (( Aetius )) اين پيشنهاد را رد كردند. بدنبال آن، آتيلا هم با يك سپاه دو هزار نفره به دولت روم و حامي آن گاليا اعلام جنگ نمود. نيمي از ارتش آتيلا را هونها و نيمي ديگر را اقوام تابع شده عبارت مي ساخت. ارتش آتيلا از رود رن عبور كرده و پس از ورود به گاليا به شهر اورلئان، شهري در نزديكي پاريس آمد. سپاه 200 هزار نفره روم نيز تحت فرماندهي اتيوس به جنگ با ارتش آتيلا برخاست. در اين نبرد كه 24 ساعت بطول كشيد، طرفين پس از متحمل شدن تلفات زيادي ((165 هزار)) مجبور به عقب نشيني شدند0


فرداي آنروز آتيلا با صد هزار نفر به روم هجوم آورده و پايتخت روم راونا را مورد تهديد قرار داد0 اين امر امپراطور روم و مجلس سنا را بوحشت انداخته و بهر ترتيبي شده خواهان صلح با آتيلا گرديدند. جهت اين امر، دولت روم پاپ مشهور خود لئو را به همراه هيأتي گسيل داشت. اين هيأت در مصب دو رود مينسيو و پو كه اردوگاه آتيلا در آنجا مستقر بود با آتيلا ديدار كرده و ضمن اعلام تسليم خود، از آتيلا خواهان حمايت گرديدند. آتيلا اين پيشنهاد را پذيرفته و با ارتش خود عقب نشيني نمود. پس از آن، آتيلا با فكر كسب امپراطوري دنيا قصد حمله به ساسانيان را داشت كه درست در اين ايام در شبي با جاري شدن خون از دهان و بيني اش وفات نمود (( سال 453 ))0


در باره آتيلا كتب زيادي نوشته شده است. برخي مؤلفين متعصب مسيحي اروپايي او را بعنوان سمبل خشونت و آدم كشي معرفي كرده اند. اما بنا به تحقيقات تاريخي بيطرف نيم قرن پيش، معلوم گرديد كه در باره او مبالغه گرديده و بسياري از مواردي كه به او نسبت داده اند دروغ بوده است.


پس از مرگ آتيلا از همسرش آريق- قان سه پسرش بنامهاي ايله ك، دنگيزيك (( دنيز)) و ايرنه ك برجاي ماند كه آنان نتوانستند جاي پدرشان را بگيرند0


ايله ك در نبرد با ژرمنهاي ياغي شده در اطريش درگذشت. دنيز پسر دوم آتيل در حاليكه در راه وحدت حكومت امپراطوري تلاش مينمود، از سوي يك بيزانسي كشته شد. ايرنه ك هم با ارتش خود بسوي غرب سواحل درياي سياه عقب نشيني نمود0


از اين پس، هونها به دو دسته غربي و شرقي تقسيم شدند. كوتريغورها كه در شمال غربي درياي آزوف ساكن بوده با اوتريغورها كه در مصب رود دون و درياي سياه سكونت داشتند، به تحريك بيزانسيها با يكديگر به جنگ و نزاع پرداخته و در نهايت در نيمه دوم قرن ششم مورد هج 

 
خان دره سی- اورمي 
02.13.04 (12:58 pm)   [edit]

بو دا  خان دره سينده ن بير منظره


اورميه-خان دره سی




 
اورميه خان دره س¡
02.13.04 (12:50 pm)   [edit]

بورا   اورميه  خان دره سي ده


آذربايجان غربي - اورميه - خان دره سي


خان دره سي  يكي از  مناطق زيباي آذربايجان و اورميه است كه دره اي است سر سبز و با آب و هواي بسيار تميز و مناظر زيبا    . همچنين  وجود  چشمه هاي متعدد زيبايي خاصي به اين منطقه از  شهرستان اورميه داده است.   متاسفانه به علت   چراي بيش از حد دام و قطع درختان  براي سوزاندن در زمستان توسط  ساكنين روستاهاي منطقه  سرسبزي خان دره سي را به طور چشمگيري كاهش داده است


اين عکس را خودم گرفته ام...




 
چال آشيق
02.13.04 (12:47 pm)   [edit]

چال آشيق


محمد شيخ الاسلامي(حاق سئون)


 


چال آشيق چال سازي الين قورباني


قوْي ميضراب عشقيله تئل اوْيناسين


دوْلان مجليسلري گز ديار ـ ديار


لزگي ني چالاندا ائللر اوْيناسين


ميضرابين قورباني كرمدن چالما


مني يانديريبسان اوْدلارا سالما


آتا علسگر تك سن سؤزده قالما


چال دوْداق آچيلسين ديللر اوْيناسين


جنگي كوْر اوغلون چال دلي لر گلسين


دميرچي اوغلو دورسون ائيواز دا بيلسين


قوْچاق نبي دن چال قازامات دلسين


بولبول لر اوخوسون گوللر اوْيناسين


روحاني چال آشيق روحوم ديريلسين


پريشان قالماسين ساچلار هؤرولسون


ميصريني شاخدير قوْي دوشمان كيريلسين


ساري تئل چالگيلان تئللر اوْيناسين


واقيفي چال آشيق ، الده پييالا


ياحيا بي غم ايله گئدك خيالا


گوللو قافييه چال آچسين شالالا


موغان شوغا گلسين ميل لر اوْيناسين


ديواني چال آشيق ، ديواناسي يام


قوْپوزلار شامي نين پرواناسي يام   


چال دده م سازي نين مستاناسي يام


ياپراقلار روحوندا يئللر اوْيناسين


 



 
پارسي را پاس بدار
02.13.04 (12:46 pm)   [edit]


پارسي را پاس بداريم ، تركي را تَرك بكنيم


محمدصادق نائبي


 


1.     پارسي را بعنوان 33 مين گويش عربي پاس بداريم ، تركي را بعنوان سومين زبان قانونمند و توانمند دنيا ترك بكنيم!


2.     پارسي را با 60 ميليون متكلم پاس بداريم ، تركي را با 360 ميليون متكلم ترك بكنيم!


3.     پارسي را با 2500 سال قدمت پاس بداريم ، تركي را با 7200 سال قدمت ترك بكنيم!


4.     پارسي را با 4000 واژه اصيل  پاس بداريم ، تركي را با 000/100 واژه اصيل ترك بكنيم!


5.     پارسي را با 60 تا 70 فعل اصلي پاس بداريم ، تركي را با 3500 فعل اصلي ترك بكنيم!


6.     پارسي را با 350 فعل غير اصلي  پاس بداريم ، تركي را با 000/24 فعل غير اصلي ترك بكنيم!


7.     پارسي را با 11 زمان فعلي  پاس بداريم ، تركي را با 46 زمان فعلي ترك بكنيم!


8.     پارسي را كه 7% از كلماتش ريشه دارند پاس بداريم ، تركي را كه 100% از كلماتش ريشه دارند ترك بكنيم!


9.     پارسي را بعنوان زبان اقليت مردم ايران پاس بداريم ، تركي را بعنوان زبان اكثريت مردم ايران ترك بكنيم!


10.            پارسي را با 6 آوا پاس بداريم ، تركي را با 9 آوا(كاملترين آواي خلقت ) ترك بكنيم!


11.            پارسي را بعنوان زبان محلي پاس بداريم ، تركي را بعنوان زبان بين المللي ترك بكنيم!


12.            پارسي را بعنوان گلچيني از زبانهاي ديگر پاس بداريم ، تركي را بعنوان شاهكار زبان و ادبيات بشري ترك بكنيم!


13.            پارسي را بخاطر عدم كارائي كامپيوتري پاس بداريم ، تركي را بعنوان استاندارد پايه فونتيكي ويندوز ترك بكنيم!


14.            پارسي را بعنوان زبان شعر پاس بداريم ، تركي را بعنوان زبان استاندارد ارسال ديتاي رادارهاي جهان ترك بكنيم!


15.     پارسي زبان معدودي افغاني و تاجيكي را پاس بداريم ، تركي زبان استاندارد يونسكو در اروپا و آمريكا را ترك بكنيم!


16.            پارسي را با 000/97 عنوان كتاب در دنيا پاس بداريم ، تركي را با 000/450 عنوان كتاب در دنيا ترك بكنيم!


17.     پارسي را كه هرگز خط نگارش نداشته پاس بداريم ، تركي صاحب اولين ، دومين و سومين خط بشري را ترك بكنيم!


18.           پارسي با 3 درجه صفت را پاس بداريم ، تركي با 5 درجه صفت را ترك بكنيم!


19.           پارسي با شاهنامه اي ملحمه سرا پاس بداريم ، تركي با دده قورقودِ حماسه سرا ترك بكنيم!


20.           پارسي عاري از قوانين آوائي را پاس بداريم ، تركي با قوانين ملوديك بين اصوات و حروف را ترك بكنيم!



 
نكته اى كه هرگز ن
02.13.04 (12:38 pm)   [edit]

نكته اى كه هرگز نبايد فراموش گردد!


 


اما نكته اى وجود دارد كه هرگز نبايد فراموش گردد. سرزمين آذربايجان از اراك تا دربند٫ از رى تا ارزينجان٫ همواره  يكى از مهدهاى فرهنگ بشرى بوده است. خلق ترك ايران و بويژه آذربايجان كه ثروتهاى بيشمارى از زردشت تا سهروردى و عين القضات و عبدالقادر مراغه اى و صفى الدين اورموى و .... به ميراث مشترك بشرى هديه نموده است٫ در قرن بيستم نيز با پذيرش ارزشهاى نوى مانند دمكراسى ٫ حقوق بشر٫ عدالت اجتماعى٫ برابرى زنان و مردان٫ پاسدارى از مدرنيته٫ علم و تكنولوژى ٫ اين ارزشها را با موفقيت جزيى از فرهنگ ملى خويش نموده و با اين ابراز و مانند هميشه تاريخ٫ به پلى ميان ارزشهاى غربى و فرهنگ شرقى در خاورميانه و ايران مبدل شده است. رمز اينكه در سطح كشور و در عرصه بين المللى٫ علىرغم سياست هاى ترك ستيزانه و ممنوعيتها و تضييقهاى اعمال شونده در ايران٫ هنوز هم مىتوان به نام هاى مطرح بسيار از خلق ترك ايران و آذربايجان- كه سخنى براى گفتن و متاعى براى عرضه كردن به فرهنگ مشترك بشرى دارند برخورد نمود همين است. يعنى امتزاج سنت تاريخى شخصيت پرورى با ابزار ارزشهاى نوين فرابشرى.


 


ترديدى نيست كه اگر روزى به ممنوعيتها و فشارهاى موجود بر عليه هويت و فرهنگ و زبان تركى در ايران و آذربايجان پايان داده شود و دوباره كوچكترين امكان تنفس آزاد براى اين خلق فراهم گردد همگان٫ مانند گذشته و حتى بسيار بيش از آن با انديشمندان٫ ادبا٫ هنرمندان و ورزشكاران برجسته بىشمار ترك و آذربايجانى مواجه خواهند شد.


------------------------------------- 


 [1] -از جمله: "سيد حسن رشديه" بنيانگذار مدارس نوين تركى و فارسى در ايران٫ "محمد حسين شهريار"سلطان غزل فارسى و محيى شعر ناتوراليست تركى ايران در قرن بيستم به مناسبت روز ملى شعر٫ "رضا براهنى" نويسنده و ناقد ادبى برجسته ٫ رئيس  سابق انجمن قلم كانادا ٫ "صمد بهرنگى" برجسته ترين نويسنده ادبيات كودكان در زبان فارسى ٫ "سيد جعفر پيشه ورى" صدر جمهورى آذربايجان جنوبى به مناسبت 110 سالگى وى٫ "دكتر محمد مصدق" يگانه دولتمرد دمكرات عصر پهلوى٫ سمبل مبارزه ضد استعمارى به مناسبت كودتاى 28 مرداد ٫ "رضا بيك ايمانوردى" مرد هزار چهره سينماى فارسى به مناسبت فوت وى در آمريكا٫ "رضا دقتى" عكاس نام آور در مقياس جهانى به مناسبت نمايشگاه عكس وى در پاريس ٫ "محمد اوراز" فاتح قله اورست به مناسبت فوت وى در پاكستان ٫"حاج قربان سيلمانى خراسانى" فارابى عصر و بزرگترين استاد موسيقى مردمى ترك در ايران به مناسبت فستيوال موسيعى نواحى ٫ "جعفر پناهى" برجسته ترين كارگردان مطرح ايران در سطح جهانى به مناسبت بازجويى وى در وزارت اطلاعات٫ "تهمينه ميلانى" از برجسته ترين كارگردانان زن سينماى معاصر ايران به مناسبت دريافت جايزى اى در لس آنجلس٫ "گوگوش" ديواى موزيك فارسى ٫ "بهروز وثوقى" سلطان سينماى ايران به مناسبت مرگ پدرش, "تقى ارانى" پدر حركت كمونيستى در فارسستان ٫ "احمد كسروى" تاريخ نويس و از پيشگامان حركت لائيك و شونيسم فارسى در فارسستان به مناسبت سالگرد ترور وى ٫ "پروين اعتصامى" بانوى غزل فارسى در قرن بيستم٫ "على دايي" فوتباليست آذربايجانى٫ "حسين رضازاده" وزنه بردار صاحب چند ركورد جهانى ٫ "على افشارى" از رهبران جنبش دانشجويى و زندانى سياسى٫ "انصافعلى هدايت" به مناسبت عصيان وى بر عليه اختناق سياسى در آذربايجان٫ "طاهره قره العين" به مناسبت روز زن و يادبودهاى بزرگان ديگرى مانند "شهاب الدين سهروردى" فيلسوف٫ "عبدالقادر مراغى "موسيقيدان٫ يادواره "احمد شاملو" و ........



 
آنا ديلى شيرين او
02.13.04 (12:37 pm)   [edit]

 حبيب ساحير-تئهران-1344-1357



آنا گولدور٫ بير گون سولار


آنا ديلى شيرين اولار


 


بيزيم توركو شيرين ديل دير


خوش صدالى٫ زنگين ديلدير


 


ديل گونشدير٫ ايشيق ساچار


آزادليغا قاپى آچار


 


يادين ديلى بويوندوروق


بير گئچيددير بوروق بوروق


 


بويوندوروق خلقى بوغار


گئچيدلرده قولدور سويار


 


قوى يادلاشسين سئناتورلار


خلقى سويان تاجير٫ توججار


 


يالتاق شاعير يولون آزسين


تكجه فارسى غزل يازسين



 
<IMG SRC="nonflash.gif" width=576 height=204 BORDER=0>